تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٦ - شرح آيات
برساخته از خود) هيچ نيست». آن گاه خدا درباره گفته آنها نازل كرد: «ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ...- ص، سوگند به قرآن داراى يادآورى ... تا آن جا كه گويد ... إِلَّا اخْتِلاقٌ جز دروغ و برساخته از خود». [٨] [٨] آن گاه آنچه را در برابر حق نفسهايشان بر آن مىتنيد آشكارا اظهار كردند، و گفتند اگر اين رسالت مستقيما بر ما نازل مىشد بيگمان بدان ايمان مىآورديم، زيرا ما به پيامبرى سزاوارتر از اوييم چه دارايى و مردان و وجاهت داريم، و براى رهبرى اجتماع شايستهتر از او هستيم، و خردپذير نيست كه اين يادآورى (ذكر قرآن) بر اين بينواى يتيم ناتوان نازل شود، و ما به رهبرى، او گردن نهيم. و به ذهن آنها نيامد كه صفات مطلوب در پيامبر رهبر صفاتى نيست كه آنها تصوّرش مىكنند بلكه رهبرى از آن صاحب علم و تقوى و اخلاق است، وانگهى خداست كه خود پيامبر را معيّن مىكند، نه مردم و وجيهان قوم.
«أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا- آيا از ميان همه ما ذكر (وحى) بر او نازل شده است؟» خدا تمام بهانههاى آنان را براى كفر ورزيدن نسبت به حق درهم مىشكند و به روشنى سببهايى اصلى را كه موجب اين كفر است بيان مىكند/ ٣٢٥ كه عبارت است از
يكم: اين كه آنان از يادآورى خدا بهره نمىجويند، خواه آنچه در كتاب او جلوهگر شده، يا در تاريخ قرنهاى گذشته يا بر زبان ديگران نمودار شده است.
«بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي- بلكه آنان از يادآورى (و وحى) من در ترديدند،» و كسى كه درباره آخرت شك مىكند، شك او بر جزئيّات و كليات ايمان او منعكس مىشود.
دوم: پروا نداشتن آنها از عذاب، زيرا هنوز عذاب را نچشيده و از تجربه
[٨] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٤٢.