تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٥ - شرح آيات
يعنى آيينى است نوپديد و بىريشه در تاريخ. دعوت آنها ضدّ اين دين از دو زاويه خطاست
آنها در ارزيابى خود درباره اين رسالت بر نگرش شيئيّت (اثر كتيف) تكيه كردند نه بر ديد منطقى، پس بديهى است كه نتيجه چنان نگرشى گمراهى آنهاست! ٢- آنها به جستجوى شرعيّت رسالت و ريشههاى آن از خلال نگرشى فراگير به تاريخ بشرى نپرداختند، و اگر چنان كرده بودند آن را دروغ (و برساخته از خود) نمىانگاشتند، زيرا اين رسالت با يكصد و بيست و چهار هزار دعوت كه انبياء و پيامبران از پيش آوردهاند تلاقى و همخوانى دارد، ولى آنها آن را تنها از وضع موجود يك نسل (نسل خودشان) ارزيابى كردند و سنجيدند.
/ ٣٢٤ در حديثى پشت در پشت از امام باقر- عليه السلام- در مورد نزول اين آيه آمده است كه گفت
«ابو جهل بن هشام همراه گروهى از قريش بيامد و بر ابى طالب وارد شدند و گفتند: برادرزادهات ما را آزار داده و خدايان ما را آزرده است، او را بخوان و بدو بفرماى كه دست از خدايان ما بدارد، و ما هم دست از اللَّه مىداريم. (راوى) گويد: ابو طالب نزد پيامبر كس فرستاد و او را بخواند. چون پيامبر وارد شد به اتاق و به هيچ مشركى ننگريست و گفت: سلام بر كسانى كه هدايت را پيروى كردند.
آن گاه بنشست و ابو طالب وى را از سببى كه آنها براى آن آمده بودند آگاه كرد.
پيامبر گفت: آيا سخنى را مىخواهند كه براى آنان به از اين باشد و با آن كلمه بر عرب سرورى يابند و گام بر گردنهاى آنها نهند؟ ابو جهل گفت: آرى، و آن كلمه كدام است؟ گفت: اين كه بگوييد: لا اله الّا اللَّه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست.
(راوى) گويد: آنها انگشتهايشان در گوشهايشان نهادند و گريزان بيرون رفتند، در حالى كه مىگفتند: «ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ- ما در اين آخرين آيين چنين سخنى نشنيدهايم و اين جز دروغ (و