تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٤ - شرح آيات
تفسيرهايى چند درباره اين سخن آمده است كه در زير مىآوريم
الف: تفسيرى است كه از همه به معنى نزديكتر است و آن اين كه منظور مهتران از اين سخن آن است كه استمرار بر پرستش خدايان چيزى است مطلوب و ستوده، به سبب باليدن آنها به باطل و گناه و بدين سبب كه از جنبههاى منفى نفس بشرى، خواه فرد يا جامعه اين است كه بازگشت از خطا گرچه بر آدمى آشكار شده باشد بر او دشوار است.
ب: مهتران از اين سخن قصد تباه نمودن شخصيت پيامبر (ص) را داشتهاند، و چنان است كه گفته باشند هدف او از رسالت و هشدار دادن همان منافع شخصى است كه آنها را براى خود مىخواهد، و اين از/ ٣٢٣ طبيعت گردنكشان است كه مصلحان را بدين اتّهام متّهم مىكنند.
ج: اين مقطع آيه همان سخن خداى سبحان و ردّ بر گفته كافران در برابر دعوت به توحيد است كه گفتند: «إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ- به راستى كه اين چيزى شگفت است.» [٧] سياق آيات به بيان روشهاى مهتران در گمراهسازى مردم از حق ادامه مىدهد.
«ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ- ما در اين آخرين آيين چنين سخنى نشنيدهايم.» در نظر آنها شرعى بودن و مقدّس بودن از آن دعوتى است كه به وضع موجود وابسته و با آن هماهنگ باشد نه دعوتى كه بنيادش بر حق و علم استوار باشد، و وقتى كه نسلهاى گذشته درستى اين فكر (نو) را نفى كرده باشند پس بيگمان اين فكر خطاست. اين نوعى از ارتجاع و واپس گرايى است، زيرا جامعهاى كه بدين مقياسها تكيه كند هرگز نوآورى نخواهد داشت و هيچ گاه گامى به پيش برنمىدارد.
آن گاه به باطل بر ضد رسالت الهى داورى كردند و گفتند
«إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ- و اين جز دروغ (و برساخته از خود) چيزى نيست.»