تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣٠
به راستى در توانايى انسان هست كه به اختيار خود به خدا كفر ورزد، ولى پس از آن در اختيار بر او بسته مىشود، و بعضى مىكوشند كفر خود را چنين توجيه كنند كه در آينده از آن توبه خواهند كرد، همچون عمر بن سعد كه با قتل امام حسين (ع) كفر را برگزيد و آن گاه سرود
گويند كه خدا آفريننده بهشت و دوزخ و شكنجه و زنجير نهادن بر دو دست است.
اگر در آنچه مىگويند راست گفته باشند من از دو سال ديگر به خداى رحمان توبه خواهم كرد.
اين از خطرناكترين چيزها براى بشر است كه كجروى را اختيار مىكند سپس دل خود را خرسند مىسازد كه در آينده توبه خواهد كرد بى آن كه سنّت خدا را در زندگى درك كرده باشد كه عبارت از اين است كه انسان به آزادى، خود راهى را برگزيده و با كمال اراده خويش تصميمى مىگيرد، ولى پس از آن نمىتواند از آن تصميم برگردد و از آن تنگنايى كه به سبب گزينش بد بدان گرفتار شده بيرون آيد. همچون كسى كه خود را از فراز قلّهاى بلند به زير مىافكند و آن گاه خود را از آن كه ديگر بالا رود عاجز مىيابد، پس سقوط به اختيار او بوده ولى هر چه بكوشد امكان بالا رفتن ندارد.
قرآن اين انديشه را به الفاظ متعدد در آيات خود تعبير مىكند، گاه آن را به نام مهر نهادن بر دلها و گوشها مىنامد «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ- خدا بر دلهايشان و گوششان مهر نهاده»، [٩٠] و گاه باز گرفتن روشنائيش مىخواند «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ- خدا روشنايى از آنان بازگرفت و نابينا در تاريكى رهايشان كرد». [٩١] و گاه آن را/ ٥٤١ به نام سزاوار گمراهى بودن مىنامد «وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ- و بر بعضى از آنها
[٩٠] - البقره/ ٧.
[٩١] - البقره/ ١٧.