تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٣ - شرح آيات
رفته است كه سركشان از تنگى جا در عذابند و آتش نيز بر آنها تنگ مىگيرد و چون بادى در انبان فشار مىآورد، [٦١] چنان كه در حديث پيامبر (ص) آمده است، پس اينان بر آنان فرياد كشند، و بر خلاف آنچه ميزبان به مهمان خود گويد «خوش آمديد» اينان گويند
«لا مَرْحَباً بِهِمْ- خوش آمدشان مباد.» يعنى جايى كه آنها را بگنجاند وجود ندارد و هيچ كس ورود آنها را نمىپذيرد، و الرّحب به معنى جاى فراخ است، پس گويى مىخواهند بگويند كه
جاى تنگ است و با آمدن آنها تنگتر مىشود، و نفرين و دشنام خود به آنها را چنين تعليل مىكنند كه آنها اهل دوزخند، و آيا به كسى كه به دوزخ افكنده خواهد شد، خوشامد و «جاى فراخ باد» گويند؟!/ ٣٩٢ «إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ- كه به آتش مىافتند.» و اين است آنچه پروردگار ما آن را به گفته ذات متعال خود تأكيد مىكند
«كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها- هر امّتى كه به آتش داخل شود امّت همكيش خود را لعنت كند». [٦٢] [٦٠] و آن گاه نزاعى سخت ميان دو طرف پديد آيد كه به مبارزه و پيكار منجر شود، و در آن ميان مسئوليت را بر گردن يكديگر افكنند.
«قالُوا- گويند،» يعنى پيروان كه به سخن سركشان پاسخ مىدهند، بدان گاه كه درود و حسن استقبال به دشنامگويى در ميانشان تبديل شده است
«بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ- نه، بلكه خوش آمد شما را مباد،» زيرا شما سبب اين وضع بودهايد و از شما اين آزار و عذاب برآمده است، و پيروان به مشاجره خود با سركشان ادامه مىدهند و مىخواهند موضعگيرى خود را
[٦١] - متن: كضيق الزّجّ بالرّيح، مأخوذ از نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٦٧/ و الزّجّ چنان كه به نظر مىرسد همان خيك باشد.
[٦٢] - اعراف/ ٣٨.