تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٠ - شرح آيات
[١٢٦] سوم: جنگيدن با پيروى خطاكارانه از پدران ... و پيداست كه رسوم و تقليدها در جامعه الياس (ع) ريشههاى عميق داشته، و سبب اين است كه خدا هنگام خلاصه كردن دعوت خود به پدران اشاره مىكند و اين دلالت بر نوع رنج و مشاجرهاى دارد كه آن جامعه با آن به سر مىبرده.
«اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ- پروردگار شما و پروردگار نياكانتان خداى يكتاست.» از اين بيان اراده كرده است كه نقش پدران را در فشار بر پسران نشان دهند كه مىخواهند آنان را وادارند تا به خدا شرك آورند و نسبت بدو كفر ورزند، و آيا كفر مردم واقع و حقيقت را دگرگون مىسازد؟ هرگز ... پس خدا پروردگار پدران است خواه بدو كفر ورزند يا شرك آورند، و بر فرزندان واجب است كه از خطاى آنها منصرف شوند و بر آن راه نروند و آن خداوارههاى برساخته را رها كنند و رو به سوى پروردگار حقيقى خود آورند.
[١٢٧] سپس سياق مطلب نتيجهاى را به ما عرضه مىدارد كه قوم الياس (ع) كه پيامبر خدا را تكذيب كرده و بر كجروى خود پافشارى كرده بودند، بدان رسيدند.
«فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ- پس تكذيبش كردند و آنان احضار شدگانند.» احضار شده در برابر عدالت الهى تا به پاداش خود كه در عذاب خدا نمودار مىشود برسند.
/ ٢٧٧ [١٢٨] اين آيات گروه مخلصان را از عذاب مستثنى مىسازد، و ايشان كسانى هستند كه خالصانه فرمانبردارى كردند.
«إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ- مگر بندگان مخلص خدا.» اما كسانى كه در ايمانشان تا اندازهاى شك حاصل شده و پارهاى رفتارهاى انحرافى در كردارشان راه يافته بيگمان براى حساب و مجازات به نسبت شك و كجروى خود حاضر مىشوند.