تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - شرح آيات
و امامان (ع) با قرآن حكمت آموز بدان استدلال كردهاند.
ابو بصير گويد: امام ابو عبد اللَّه (ع) گفت: «تقيّه جزو دين خداست، به او گفتم: جزو دين خدا؟ گفت: آرى به خدا، جزو دين خداست، و يوسف گفته است: «أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ- اى كاروانيان، شما دزدانيد» [٤٣] در حالى كه به خدا سوگند خوردند كه آنها چيزى ندزديده بودند، و ابراهيم گفته است: «إنّى سقيم- من بيمارم» در حالى كه به خدا سوگند/ ٢٥٧ كه بيمار نبود». [٤٤] شايد ابراهيم (ع) از آن رو در آن جامعه كشاورزى كه باور داشت ستارگان تأثيرى قطعى در زندگيش دارند، به ستارگان نگريست تا به آنان بفهماند كه وى نيز همچون ايشان به ستارگان باور دارد، و بدين وسيله شبهه بدخواهى و توطئه بر ضدّ بتهايشان را از خود دور سازد تا او را به جبر و زور با خود به جشن نبرند و طرح او را ناكام نگذارند.
شايد از آن رو گفته است «بيمار» كه وى بدون شكستن بتها، قلبا بيمار بوده، مگر نه آن كه آن بتها را آشكارا به جاى خدا مىپرستيدند، پس چگونه وى تا وقتى كه آن بتها را درهم نشكند مىتواند به دل بيمار و اندوهگين و غمزده نبوده باشد؟
شايد مراد امام صادق- عليه السلام- از اين كه گويد: او در دين خود بيمار بود، همين نكته باشد، زيرا شكّ نيست كه ابراهيم (ع) مخلص پاك حنيف بود و هموست كه پروردگار درباره او گويد: «إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ- آن گاه كه با دلى رسته از ترديدى روى به پروردگار آورد». [٤٥] [٩٠] و در عمل پيامبر خدا در وظيفه خود كامياب شد، زيرا آن قوم را به سخن خود مطمئن ساخت و آنان همه به عيدگاه خود رفتند.
«فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ- پس از او رويگردان شدند و برگشتند.»
[٤٣] - يوسف/ ٧٠.
[٤٤] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٠٦.
[٤٥] - همين سوره، الصّافات/ ٨٤.