تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٢ - شرح آيات
دسته در بهرهكشى و برده ساختن مردم با يكديگر همكارى داشتند، و شايد بتها نزد آنها تنها وسيلهاى براى چيرگى بر محرومان بودهاند.
[٩٣] «فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ- و در نهان (با دست راست) دستى به قوّت بر آنها زد.» ابراهيم از درهم شكستن بتها، عزم جزم كرد كه بر آن دو نيرو و نيز فرهنگ عقب ماندهاى كه بر جامعه حكمروا بود و چيرگى آن دو نيرو را بر خود آسان مىساخت، ضربه بزند، و شايد تعبير «اليمين دست راست» براى دلالت بر شدّت آن ضربه بىترديد و هراس و بىامان باشد.
/ ٢٥٩ [٩٤] بيگمان اين ستيزهاى سخت با همه كس محسوب مىشد كه ابراهيم (ع) به تنهايى با ويژگى اعتقاد و فرهنگ و رفتار خود امّتى را تشكيل مىداد، و در برابر صدها هزار تن مىايستاد، و اين امر غرابتى ندارد چون رسالت خدا و توكّل بر او يك تن را به مبارزه با جمعى گرچه تمامى امّتى باشند، بىآن كه ناتوان يا دچار هراس شود، وامىدارد، زيرا اراده مؤمن از كوه قويتر است، چه كوه با تيشهها درهم مىشكند در حالى كه هيچ چيز بر اراده مؤمن فايق نمىآيد. و تا وقتى مؤمن بر حق است نبايد از باطل گرچه همه مردم از آن پيروى كنند، بهراسد.
«فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ- پس قومش شتابان نزدش آمدند،» زيرا او تنها كسى بود كه در شهر مانده بود، و كليدهاى بتخانه نيز در دست او بود.
«الزّف» تعبير از نوعى راه رفتن معيّن شبيه به آغاز راه رفتن شترمرغ است، و شايد مفيد معناى پاى كوفتن بر زمين همراه با شتاب و اهتمام باشد.
[٩٥- ٩٦] امّا او هم چنان با دلى استوار، و عازم رويارويى باقى ماند.
«قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ* وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ- گفت: آيا چيزهايى را كه خود مىتراشيد مىپرستيد؟* خداى يكتاست كه شما و هر چه را مىسازيد آفريده است.» آفريدگار همان معبود حقيقى است كه بر انسان واجب است نسبت بدو