تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٤ - معناى فتنه
زخم شد و خون از ديدگانش روان گشت». [٢٢] بدين سان پادشاهانى را مىيابيم كه در جستجوى چنين فرهنگى نزد مدّعيان ديندارى هستند تا آن را منتشر كنند و خود را از تباهكاريهايى كه مرتكب مىشوند تبرئه سازند.
فخر رازى در تفسير كبير خود آورده است كه وى در مجلسى حاضر بود، و يكى از شاهان بزرگ در آن مجلس حضور داشت، و مىخواست به سببى كه اقتضا مىكرد آن گفته فاسد و داستان پليد را مقرّر و مسلّم به سازد، و فخر رازى در جهت بيان فساد اين رأى و خاموش كردن آن پادشاه به پيش رفت.
/ ٣٤٣ اين قول در بيشتر روايات، به خاطر متن آن كه معارض با كرامت و پرهيزگارى انبياء است، مردود است، و از شيخ صدوق، رحمه اللَّه، به اسناد او به ابى عبد اللَّه (ع) آمده است كه وى به علقمه فرمود
«به راستى كه خرسندى كامل مردم به دست نمىآيد و زبانهايشان بسته نمىشود، آيا به داود (ع) نسبت ندادند كه پرندهاى را دنبال كرد تا چشمش بر زن اوريا افتاد و دلبسته وى شد، و شوهر وى را جلوى صندوق (جان پناه) قرار داد تا كشته شد، آن گاه آن زن را به همسرى گرفت»، [٢٣] و امام امير المؤمنين (ع) گويد
«هر مردى را به نزدم بياورند كه ادّعا كرده باشد داود زن اوريا را به همسرى گرفته او را دو بار به تازيانه حدّ مىزنم، حدّى براى نبوّت و حدّى براى اسلام». [٢٤] و ما اين رأى را در تورات موجود در دست مردم مىيابيم، و همين دليل بر آن است كه بيگمان آن كتاب تحريف شده، و گرنه چگونه به حكمرانى، بلكه به پيامبرى از انبياء خدا چنين تهمت پستى را توان زد، در حالى كه او امين رسالت
[٢٢] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٤٩.
[٢٣] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٤٦.
[٢٤] - همان مأخذ، نقل از المجمع.