تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٦ - معناى فتنه
كن* اين برادر من است، او را نود و نه ميش است و مرا يك ميش. مىگويد: آن را هم به من واگذار، و در گفتگو بر من چيره شد». [٢٥] پس داود- عليه السلام- ضد خوانده شتاب ورزيد و گفت: «لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ- او كه ميش تو را از تو مىخواهد تا به ميشهاى خود بيفزايد بر تو ستم كرده است» و از خواهان دليلى بر آن خواسته نطلبيد و روى به خوانده نكرد كه بدو بگويد: تو چه مىگويى؟ و اين خطاى او در آئين دادرسى بود نه آنچه شما بر آن رفتهايد (و ادّعا مىكنيد) آيا نشنيدهاى كه خداى عزّ و جلّ مىگويد: «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ...- اى داود! ما تو را خليفه روى زمين گردانيديم. در ميان مردم به حق داورى كن ... تا پايان آيه». آن گاه (راوى گفت: اى زاده رسول خدا پس داستان او با اوريا چيست؟ امام رضا (ع) گفت
در زمان داود (ع) هر گاه شوهر زنى مىمرد يا كشته مىشد آن زن پس از او هيچ گاه، تا ابد همسرى نمىگزيد، پس نخستين كسى كه خداى عزّ و جلّ او را آزاد گذاشت كه با زنى كه شوهرش كشته شده همسرى كند داود (ع) بود، بنا بر اين چون اوريا كشته شد و زمان عدّه زنش به پايان رسيد، داود زن اوريا را به همسرى گرفت، و اين چيزى بود كه به لحاظ اوريا بر مردم دشوار آمد». [٢٦]/ ٣٤٥ «فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ- پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع در افتاد و توبه كرد.» وى مجالى براى وسوسههاى شيطان و تشويق به تأخير كردنهاى او نگذاشت، بلكه بىدرنگ به آمرزش خواهى و توبه شتافت، و چه درى براى توبه گشودهتر و فراختر از نماز و دعاست؟ آيا خداى تبارك و تعالى نمىگويد: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ- بگو: اگر دعاى شما نبود پروردگار من به شما نمىپرداخت» [٢٧] و درباره نماز گفت
[٢٥] - همين سوره ص/ ٢٢- ٢٣.
[٢٦] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٤٦.
[٢٧] - الفرقان/ ٧٧.