تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٧ - شرح آيات
نخست: با پيروى از ذكر كه همان قرآن كريم است، و اين چنان است كه قرار انسان با خويشتن آن باشد كه از حقّى كه وحى يادآور مىشود و خرد آن را مىفهمند و مىشناسد، پيروى كند.
«إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ- تنها تو كسى را بيم (و هشدار) مىدهى كه از قرآن پيروى كند،» شايد به كار بردن لفظ «الذّكر» در اين جا اشاره به دو خاستگاه و مصدر شناخت: وحى و عقل باشد، كه- سرانجام- به نورى واحد منجر مىشوند، وحى عقل را برمىانگيزد و هشيار مىسازد و عقل نيز وحى را تصديق مىكند، و انسان آن «ذكر» را پيروى مىكند، و كسانى كه نفسهاى خود را به پيروى از حق عادت دادهاند همان كسانى هستند كه از هشدارها بهره مىبرند، زيرا ديد آنان موضوعى، و برنامه تفكّرشان درست است، و پردهاى در برابر نظر ندارند كه آنان را از فهم حقايق باز دارد.
دوم: با بيم از خدا و داشتن اميد به رحمت او، تا آن جا كه بدين بيم و اميد با جبت (بت ساحر) نفسهاى خود مىجنگند و غلهاى گروه پرستى و عناد و كبر و تسلّط جويى با گناه را از دلهاى خويش جدا مىسازند.
به راستى بيم و پرواى از خدا چراغى در دل مىافروزد كه حقايق به وسيله آن ديده مىشود. مگر نه اين كه بيم از مردم يا ترس فقر يا پرهيز از طبيعت دل را هراسان و ناتوان مىكند، و ديدگاه آن را واژگونه مىسازد؟ به همين سان پرواى از خدا وسيله هدايت مىشود، زيرا كسى كه از پروردگار خود پروا مىكند از هيچ چيزى نمىهراسد.
«وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ- و از خداى رحمان در نهان بترسد.»/ ١٠٠ شايد آوردن كلمه «الرحمن بخشاينده» در اين جا به منظور ايجاد حالتى از توازن ميان بيم و اميد باشد، چه خدا بخشايندهترين مهربانان و بخشايندگان است و بيم داشتن از او به درجه نوميدى كامل از رحمتش نمىرسد، هر چند خطاها بسيار و گناهان بزرگ باشد.