تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٥ - شرح آيات
آيا اسب را ديدهاى كه چون صاحبش لگامش را سخت بكشد چه گونه سر خود را بالا مىبرد؟ گويند: «مقمح- عنان كشيده و سر به بالا كشانده» چنان است، كه توانايى ديدن اطراف خود را ندارد و نمىتواند حركت كند.
[٩] سياق آيات در بيان شقاوت و بدبختى اين گروه غافلان كه منافذ عقلشان مسدود گشته (شايد به سبب يوغهايى كه بدانها بسته شدهاند) پيش مىرود و گويد در پيش روى و پشت سرشان ديوارهايى نهادهاند، و ديدگانشان پوشانده شده و به سبب آن دو ديوار ياراى حركتى ندارند و با چشمان خويش خيرى را نمىبينند.
«وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا- در برابرشان ديوارى كشيديم و در پشت سرشان ديوارى،» پس نه مىتوانند پيش بروند، و نه مىتوانند از گمراهى بازگردند، و به سبب گناهانى كه مرتكب شدهاند به گردنههايى افتادهاند كه آنها را از راه راست باز مىدارد و بيشتر منحرف مىكند.
«فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ- و بر چشمانشان نيز پردهاى افكنديم تا نتوانند ديد.» خطاهاى آنها اطرافشان را فراگرفته و راه ديدشان را فرو بسته و نمىتوانند ببينند و در ميان ديوارها احاطه شدهاند،/ ٩٨ زيرا گناهانى كه انسان مرتكب مىشود آثارى در واقعيّت خارجى به جاى مىنهند، و تبديل به ديوارها و سدّهايى در برابر هدايت و سعادت بشر مىشوند. آيا كسى را كه به حزبى كافر پيوسته و براى انتشار اصول گمراه كننده آن حزب و پرورش نسلى از مردم بر آن اصول كار مىكند ديدهاى. آيا چنين كسى مىتواند از آن تشكيلات جدا شود و رهايى يابد؟ هرگز ...
بلكه مثال او همچون كرم ابريشم است كه پيلهاى به دور خود مىتند و خود درون آن مىميرد، همچنين است وضع كسى كه به ستمگرى كمك كند تا او بر بلاد مسلّط شود. وى اسير كردار خود مىشود و چه بسا كه خدا آن ستمگر را بر خود او نيز مسلّط كند، و به شمشير سركشى و كينى كه بر روى مردم كشيده است كشته شود.
شايد دو ديوار يا دو سدّ در اين جا اشاره به جرايم خارجى باشد، در حالى