تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٣ - شرح آيات
[٣٦] خدا درخواست پيامبر خود را اجابت كرد و او را به ملكى ويژگى داد كه در آينده نظيرى نداشته باشد.
«فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ- پس باد را رام او كرديم كه به نرمى هر جا كه آهنگ مىكرد، به فرمان او مىرفت،» و باد هر گونه و به هر جا كه او مىخواست مىرفت.
در تفسير على بن ابراهيم حديثى پشت در پشت از امير المؤمنين- عليه السلام- آمده است كه گفت
«سليمان بن داود از بيت المقدس بيرون آمد و همراه سيصد هزار تخت در سمت راستش بود كه بر آنها آدميان بودند، و سيصد هزار تخت در سمت چپش از آن جنّيان، و به پرندگان فرمان داد كه بر آنها سايه گستردند،/ ٣٦٢ و به باد فرمان داد كه آنها را جابجا كردند تا به ايوان كسرى در مدائن درآمد، سپس بازگشت و شب را در استخر (فارس) گذرانيد و خوابيد، سپس فردايش به شهر بركاوان رسيد، آن گاه باد را فرمود و ايشان را برد تا جايى كه نزديك بود پاهايشان به آب بخورد، و سليمان بر ستونى از باد سوار بود، پس (مردم) به يكديگر گفتند: آيا هرگز شهريارى بزرگتر از اين ديده يا شنيدهايد؟ گفتند: مانند او را نه ديده و نه شنيدهايم. آن گاه فرشتهاى از آسمان ندا در داد كه پاداش يك تسبيح درباره خدا بزرگتر از چيزى است كه ديديد». [٤٠] [٣٧] و افزون بر باد ديوان نيز بدو تسليم شدند و فرمانبردار او گشتند و وظيفه آنها ساختن بنا و آبادانى بود و مواد معدنى را از درياها بيرون مىكشيدند.
«وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ- و ديوان را كه هم بنّا بودند و هم غوّاص.» ضرورتى ندارد كه مقصود از غوص (فرو شدن در دريا) تنها معنى متعارف آن باشد، كه همان فرو رفتن در ژرفاى دريا براى صيد و بيرون آوردن نيروهاى نهفته
[٤٠] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٥٩.