تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥١ - شرح آيات
در اين تعبير به روشنى از دامنه اطمينان آن قوم سخن رفته چه قرآن وصف برگشتن را درباره آنها به كار برده است، و اگر چنان مطمئن نبودند به پشت سر خود مىنگريستند و در آن صورت چنين توصيفى (يعنى برگشتن به سوى عيدگاه) در مورد آنها درست نمىبود. و حركت كامياب و موفّق آن است كه افراد آن بتوانند جنبش خود را چنان مكتوم و پوشيده دارند كه هشيارى و غريزه پرهيز و احتياط را از دشمن سلب كنند تا ناگهان با ضربت قاطع و سرنوشتساز غافلگيرش كنند، و در عين حال/ ٢٥٨ هيچ اثرى كه دلالت بر طرح ريزى ايشان كند باقى نگذارند.
[٩١- ٩٢] ابراهيم (ع) پس از آن كه زمان مناسب و روش موفقيّت آميز را برگزيد، آهنگ وارد ساختن ضربه خود را بر وضع فاسد موجود كرد و پنهانى به قرارگاه بتها درآمد و آنها را نابود كرد.
«فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ* ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ- پنهانى نزد خدايانشان آمد و گفت: چيزى نمىخوريد؟* چرا سخن نمىگوييد؟» به راستى كسى كه اراده خوردن و سخن گفتن ندارد، چگونه مىتواند در سطح پروردگار بودن قرار گيرد كه مقتضى قدرت داشتن بر تمام آفريدگان است؟
در آغاز اين آيه كلمه «راغ- پنهانى به پيشروى پرداخت» را مىيابيم كه خدا با آن هجوم ابراهيم بر بتها را تعبير مىكند، و اين كلمه در پايگاهى والا از بلاغت و رسايى قرار دارد، زيرا دو معنى مىدهد كه عبارتند از: مكر (به كار بردن تاكتيك) و شدّت عمل، و ابراهيم (ع) چنين بود وى با تكيه به خدا دليرانه و پنهانى پيش مىرود و نمودارها و مظاهر باطل را درهم مىشكند. چنان كه از متون تاريخ معلوم مىشود، آزر- پدر ابراهيم در پرورش او- نگهدار بتها بود و كليدهاى بتخانه را در دست داشت، وى هنگامى كه براى شركت در جشن با ديگران مىرفت كليدها را به ابراهيم سپرد، پس تمام شرايط براى اجراى نقشه ابراهيم آماده شد.
گفتنى است كه از تاريخ چنين بر مىآيد كه نيروهاى حاكم بر تودهها در روزگار آنان دو دسته بودهاند: دسته سدنه و كهنه (نگهبانان بتها و كاهنان) كه نماينده نيروى دينى بودند، و دسته سلطانها كه نمايشگر نيروى سياسى بودند، و اين هر دو