تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٩ - شرح آيات
راه يابند، زيرا (آن گونه) اخترشناسى منجرّ به كاهنى شود، و اخترشناس چون كاهن، و كاهن چون ساحر، و ساحر چون كافر، و كافر روانه آتش باشد». [٣٩] پيداست كه دانش اخترشناسى به خودى خود حرام نيست، بلكه قرار دادن خرافهها و پيشگوييهاى اخترشناسان به جاى رسالتهاى الهى و عمل به «احكام نجوم» به جاى آنها حرام است. در حديث از عبد/ ٢٥٦ الملك بن اعين آمده است كه گفت: به ابى عبد اللَّه (ع) گفتم: من گرفتار اين علم (علم احكام نجوم) شدهام.
حاجت مىطلبم (و سر كتاب مىگشايم) و به طالع مىنگرم، اگر طالع شرّ ديدم مىنشينم، و به دنبال آن كار نمىروم، و اگر طالع خير ديدم به دنبال آن كار مىروم.
به من گفت: آيا حكم (نجومى) مىكنى؟
گفتم: آرى، فرمود: كتابهايت را بسوزان! [٤٠] حديثى ديگر پشت اندر پشت از آن حضرت- عليه السّلام- آمده است كه چون از او درباره اخترشناسى پرسيدند گفت
«اين دانشى است كه سودهايش اندك است، و زيانهايش بسيار، زيرا بدان مقدّر را نرانند و از محذّر بركنار نمانند، اگر اخترشناس به خبر بلا را نشان دهد، گريز از قضا را نتواند به كس امان دهد»، [٤١] و امام صادق (ع) گويد
«ابراهيم بيمار نبود و دروغ نيز نگفت، بلكه مرادش آن بود كه در دين (پيشين) خود بيمار است و از آن برگشته است». [٤٢] هنگامى كه احاديث وارد شده در تفسير اين آيه كريم را مىخوانيم، مىبينيم، كه بر رفع شبههاى كه مىگويد: تقيّه حرام است، زيرا تقيّه كننده را وادار به دروغ مىسازد، تأكيد مىكند و نشان مىدهد كه بر عكس، تقيّه جزو دين خداست
[٣٩] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٠٨.
[٤٠] - همان مأخذ، ص ٤٠٧.
[٤١] - همان مأخذ.
[٤٢] - همان مأخذ، ص ٤٠٦.