تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٨ - شرح آيات
كشف و ديدنش عاجز است مىكشد، و آنچه را دارد در آنى از او مىستاند. از مطالبى كه در تاريخ ذكر مىشود اين است كه مردم بر خليفهاى از خلفاى عبّاسى شوريدند و چشم او را ميل كشيدند، و لباسهايش را كندند و آنچه را از اموال مسلمانان در تملّك خود آورده بود مصادره كردند، تا آن جا كه بر در مسجد به گدايى از مردم ايستاد.
پروردگار ما از فراز عرش خود با متكبّران و بزرگنمايان مبارزه مىكند؛ مىگويد: نيروهاى مادّى و بشرى و علمى خود را گرد آوريد و به جستجوى هر سببى از اسباب قدرت برآييد، ولى سرنوشتتان جز سرنوشت اقوام پيشين نيست، آن جا كه پيامبران را دروغگو خواندند و با حق به ستيزه برخاستند، خدا آنان را سرنگون و نابود كرد.
«فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ* جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ- پس با نردبانهايى خود را به آسمان كشند* آنجا لشكرى است ناچيز از چند گروه شكست خورده به هزيمت رفته.» پس هر چند بر اسباب قوت (تعداد و ساز و برگ و كارشناسى) تكيه كنند (سودى ندارد)، زيرا تشكيلات نظامى بر اثر اراده الهى، مستقيما يا جلوهگر بر دست مؤمنان از هم فرو مىريزد. كلمه «جند» مبتداست و «ما» از ادات تقليل است و خدا با كاربرد آن خواسته است نيروى آنها را كوچك شمارد، و «هنالك» اشاره به مكان دور است كه نيز براى كوچك شمردن به كار رفته است. پس معناى آن چنين مىشود كه بگوييم آن جا، آن دور دستها لشكر گونهاى است شكست خورده، از چند گروه. و در روايات آمده است كه مقصود در تأويل آيه همان مشركانند در مكّه كه براى جنگ با اسلام حزب ساخته بودند، و خدا به پيامبر خود مژده شكست آنها و غلبه وى را بر آنان داد.
[١٢] براى آن كه پيامبر در راه دعوت براى حق استقامت ورزد، و با ستيزه كافران مقاومت كند/ ٣٢٧ او را به مبارزات پيامبران با اقوام پيشين يادآور مىشود و متذكّر مىگردد كه اينان نيز هم چنان كه در مورد آنان روى داد، به زودى شكست