تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٩ - شرح آيات
مىخورند.
«كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ- پيش از آنها هم تكذيب كردند.» پس تكذيبشان تازگى ندارد، آن گاه فقط به طور اشاره مجموعهاى از اقوام را ياد مىكند
«قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ- قوم نوح و عاد و فرعون داراى چهار ميخ.» اين فرعون را از آن رو ذو الاوتاد (داراى چهار ميخ) ناميدهاند كه چون بر كسى خشم مىگرفت دو دست و دو پا و سر او را بر زمين با ميخ مىدوخت يا به دو تخته متقاطع به شكل صليب يا به تنه درخت خرما مىكوفت. و گويند سبب اين نامگذارى فزونى لشكرها و سپاهيان سيّار او بود كه چون در اردوگاههاى خود و اثناى استراحتشان در راه چادر مىزدند تعداد چادرها و ميخهاى آنها بسيار زياد مىشد. [٩] [١٣] تمام اين اقوام پيامبران خود را تكذيب كردند، و نيز
«وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ- و نيز قوم ثمود و قوم لوط و مردم ايكه.» كه همان قوم شعيب (ع) بودند.
«أُولئِكَ الْأَحْزابُ- از آن جماعتها بودند.» پس به همان جا كه آنان رفتند اينان نيز خواهند رفت.
[١٤] آنها احزاب و جماعتهايى بودند كه در طبيعت زندگى، و مكان و نيرو و ضعف با يكديگر تفاوت داشتند/ ٣٢٨ ولى دو چيز همه آنها را با هم گرد مىآورد
تكذيب نسبت به حق و پيامبران، و مجازات الهى كه بدين سبب به آنها رسيد.
«إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ- از اينان كس نبود مگر آن كه پيامبران را تكذيب كرد، و به عقوبت من واجب آمد.»
[٩] - المجمع، ج ٧- ٨، ص ٤٦٨.