تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٧ - شرح آيات
رزق بهشت و كرامت آنجا، و از نوشيدن حرام به سبب رغبت به شراب بهشتى، و از لذّت بردن حرام با ياد آوردن از حوران زيباى بهشت خوددارى كنيم و خود را فراتر از اين آلودگيها بداريم.
در بيان ستونهاى استوار ايمان بر زبان امام على (ع) مطلبى آمده كه بر همين نكته دلالت دارد، آن جا كه حضرتش گويد
«آن كه مشتاق بهشت است از شهوتها دست مىكشد».
[٥٠] قرآن از سويى ديگر بدين مىپردازد كه ما را از حال تكذيب كنندگان رسالتها و نافرمانان نسبت به خدا آگاه سازد تا ما را به اميدوارى به فرمانبردارى و طاعت تشويق كند و اين پروا ما را از نافرمانى بازدارد، و سياق مطلب از طريق عرضه داشتن گوشهاى از گفت و گوى مخلّصان با يكديگر كه بر تختهاى خود نشستهاند و به استراحت مىپردازند و از نعمتهاى حاضر و زندگى پيشين سخن مىگويند، وارد اين موضوع مىشود.
«فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ- رو به يكديگر كنند و به گفت و گو پردازند.» «الاقبال- روى آوردن» در اين جا دلالت بر اشتياق آنان به يكديگر و گفت و گويى كه در ميانشان مىگذرد دارد.
[٥١] «قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ- يكى از آنها گويد: مرا همنشينى بود.» «قرين» يعنى رفيق (و همنشين).
[٥٢- ٥٣] همنشينى كه صالح نبود، بلكه به دوزخ دعوت مىكرد. شرط حتمى نيست كه دوستى كه در اين آيات مراد قرآن است كسى باشد كه به صراحت اظهار كفر و گمراهى كند و انسان را به ستيزه با دين و ارتكاب نافرمانى فراخواند، بلكه معنى آن شامل هر همنشينى مىشود كه دوستى ورزيدن و رفتار يا/ ٢٣٥ گفتار او آدمى را به كفر بخواند.
«يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ* أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا