تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - شرح آيات
وى بودند برايتان نيكو مقتدايى بودند»، [٥٥] سپس آيات ادامه مىيابد تا آن جا كه خداى تعالى گويد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ- آنها، نيكو مقتدايى هستند براى شما، براى كسانى كه به خدا و روز قيامت اميد دارند. و هر كه رويگردان شود، خدا بىنياز و ستودنى است». [٥٦] عوامل ديگر در سرشتن شخصيّت ايشان مداخلهاى ندارد،/ ٣٨٢ بلكه تنها ذكر و ياد آخرت است كه در ايشان به نحوى ناب تأثير مىگذارد، پس وقتى به خداى تعالى ايمان آوردند و مسئوليتهاى مكتبى خود را بر عهده گرفتند از خلال آن به دنبال آرزوها و طمعهاى دنيوى نمىروند، و اگر عوامل ديگر در ساختن شخصيّت ايشان مؤثر مىبود به چنين مرتبهاى از اخلاص و پاكدلى نمىرسيدند.
[٤٧] «وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ- آنها در نزد ما برگزيدگان و نيكانند.» يعنى خدا آنها را برگزيده و از بهترين و پاكدلترين بندگان اويند، زيرا اخلاص و پاكدلى نيز خود درجاتى دارد.
[٤٨] قرآن نام دستهاى ديگر از پيامبران را نيز جاويد مىسازد و ما را به ياد كرد ايشان فرا مىخواند.
«وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ- و اسماعيل و اليسع و ذو الكفل را ياد كن كه همه از نيكانند.» سبب پيوند دادن اين سه تن به يكديگر و آن گروه به يكديگر در آيات پيشين، همان تفاوت مقام و رتبه اين دو دسته نزد خداست، و براى اين است كه گروه اوّل به دو دليل برترند
١- پيوستگى ابراهيم (ع) به گروه نخستين كه برترى او به دليل آن كه وى از پيامبران اولى العزم است پيداست.
(٥٥، ٥٦)- الممتحنة/ ٤- ٦.