تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٩ - شرح آيات
موسى و هارون» [٥] و نگفت: سلام بر آل نوح، و نگفت: سلام بر آل ابراهيم، و نگفت: سلام بر آل موسى و هارون، ولى گفت: «سلام على آل يس- سلام بر آل يس، [٦] يعنى آل محمد (ص)».
مأمون گفت: به تحقيق دانستم و دريافتم كه شرح و بيان اين مطلب در معدن نبوّت است». [٧]/ ٩٢ شايد شناخت حروف مقطّع در آغاز سورهها كليدهايى براى فهم رازهاى كتاب خدا شمرده شود.
[٢] قسم- از لحاظ اعتبارى- ميان حقيقتى كه بر آن تأكيد مىشود و حقيقتى كه فعلا تأكيد شده است پيوندى برقرار مىكند. وقتى به خداى سبحان سوگند خوردى كه به وعده خود وفا مىكنى، ميان ايمان خود به خدا، به عنوان حقيقتى ثابت، و وفاى به وعده كه مىخواهى بر آن تأكيد كنى، رابطهاى برقرار ساختهاى.
آن جا كه رابطهاى حقيقى ميان دو امر برقرار باشد، و يكى از آنها گواهى صادق بر دومى باشد، قسم بليغتر و مؤكّدتر است. و شايد هر چه قسم در قرآن آمده است از اين گونه باشد. مگر نه آن كه قرآن كتابى است حق كه باطل كنندهاى در برابر آن و پس از آن نمىآيد؟ بدين گونه شايسته است كه همواره در جستجوى چيزى باشيم كه دو طرف قسم را به يكديگر مىپيوندد، و اين امر بيشتر پيوند حجّت و شهادت است.
اين جا كلام حق به قرآن حكمت آموز بر رسالت پيامبر قسم مىخورد. مگر نه آن كه قرآن بزرگترين گواه بر رسالت اوست؟ و مگر نه آن كه قرآن معجزهاى است كه شگفتيهاى آن از ميان نمىرود و پايان نمىيابد و همواره تازه است و تا ابد بر زندگى پيشى دارد؟
[٥] - الصّافات/ ١٢٠.
[٦] - مأخوذ از آيه ١٣٠، سوره الصّافات.
[٧] - نور الثّقلين، ج ٤، ص ٣٧٥.