فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
نقل میکنند و بعد مثالهایی ذکر میکند که مثلا بعضیها ناخنهایشان را
نمیگرفتند به علامت اینکه معلوم باشد که این دستها کار نمیکند و احتیاج
به کار ندارد دلیل خلافش ، یعنی دلیل بر اینکه این امر کلیت ندارد این
است که ما اکنون میبینیم که در محیطهای دیگری هم کار نکردن علامت تشخص
است الان در همین محیطهای خودمان برای خانمها کار نکردن علامت تشخص است
مؤلف از آناتول فرانس [ در ذکر علائم تشخص و کار نکردن ] نقل میکند :
" و کفشهای پاشنه بلند " کفشهای خیلی پاشنه بلند که قدیم معمول بود
خانمها پایشان میکردند ، معلوم بود که کفش کار نیست ، کفش تشخص و [
علامت کار نکردن است ] ، یا این که امروز برخی خانمها ناخنها را بلند
میکنند برای این است که معلوم باشد که اینها خیلی خانم هستند ، اینها
کار نمیکنند ، علامت کار نکردن است این کم کم به عبا و قباها و نعلینهای
ما هم میرسد ( « و ثیابک فطهر » ) [١] علامت این است که از کار
معافیم ، و اتفاقا همین طور هم هست ، یا لااقل از نوعی کارها معاف هستیم
اینها دلیل بر این است که این آداب و عادات ، صددرصد به منطقه مربوط
نیست ، یعنی گاهی علل دیگری اینها را به وجود میآورد .
کنت گوبینو فرانسوی است او وزیر مختار ایران بوده است در زمان
ناصرالدین شاه سه سال در ایران بوده و کتابی هم به نام " سه سال در
ایران " نوشته است که به فارسی ترجمه شده و در آن ، اوضاع آن زمان (
اوائل دوره ناصرالدین شاه ) را تشریح کرده است او نظریه خاصی درباره
تاریخ دارد که به نام خودش معروف است : " گوبینیزم " و همان نظریه
نژادی تاریخ است به هر حال این یک مسأله ای است و مسأله مهمی هم هست
.
مسأله ناسیونالیزم که امروز مطرح است بیشتر جنبه خونی و نژادی دارد ،
منتها امروز از ناسیونالیسم تعبیر دیگری در دنیا میشود و آن تعبیر فرهنگی
آن است ، یعنی معتقد به فرهنگ ملی و فرهنگ قومی هستند و
[١] مدثر / [٤]