فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
برده داری یا دوره فئودالیسم دوره استثمار است ولی استثمار به این شکل که عده ای از کار یدی دیگران استثمار میکنند ، منتها یک وقت به شکل برده داری است که عده ای اساسا مالک آن افراد میشوند ، و یک وقت به شکل ارباب رعیتی است البته تقسیمات اینها با همان دنیای اروپا تطبیق میکند که در آن ، نظامی بوده به نام نظام " سرواژ " که این نظام در مشرق زمین وجود نداشته است و یک حالت بینابین بوده میان برده داری و ارباب رعیتی که در مشرق زمین وجود داشته است ، به این معنی که رعیت از نظر سهمی که میبرده مالکیت شخصی داشته ولی جزء زمین بوده است ، یعنی رعیتی که مال فلان ده بود حق انتقال از آن ده به ده دیگر را نداشت ، ارباب که میآمد این ده را میفروخت با رعیتهایش میفروخت ، یعنی رعیت هم جزء این ده بود و حق انتقال از جایی به جایی را نداشت این هم خودش یک دوره تقریبا شبه بردگی بوده بنابراین ، دوره بردگی و فئودالیسم هر دو میشود یک دوره ، از نظر نظام اجتماعی باید اسمش را برده داری یا فئودالیسم بگذاریم ولی از نظر ابزاری باید آن را دوره کشاورزی بنامیم . بعد میرسیم به دوره صنعتی که این دوره را نیز با دو سه دوره میتوان تطبیق کرد ولی همه را یک دوره حساب میکنند ، دوره ای که بشر رسیده به حدی که دیگر کار ، کار یدی نیست ، کار فنی است ، یعنی استثمار شکل دیگری پیدا میکند ، به صورت سرمایه و ابزار صنعتی در میآید . بنابراین اینها با هم تناقض ندارند نمیشود گفت که از نظر ابزاری مثلا سه یا چهار دوره داریم ولی از نظر نظام اجتماعی پنج دوره داریم ، زیرا این تناقض است ، یعنی آنها که میگویند اساسا تحولات اجتماعی تابع تکامل ابزار تولید است ، نمیشود ابزار تولید سه دوره داشته باشد و نظامات اجتماعی چهار یا پنج دوره خواستم توضیحی در این باره داده باشم . اجازه بدهید که من توضیحی راجع به اصول چهارگانه دیالکتیک