فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
است که بر ماده حیات افراد پیدا شده ، و آن چیزی است که به همه اینها وحدت میدهد . آیا این پدیده جدید علت نمیخواهد ؟ علتش حتما باید ماوراء باشد این خودش دلیل ماوراء است و همیشه این را دلیل ماوراء طبیعت میگیرند میگویند اگر طبیعت ماورائی نمیداشت هرگز هیچ مرکب حقیقی به وجود نمیآمد . پس علتش آن عناصر قبلی یقینا نیست ؟ عناصر قبلی ، مقدمات هست آنها را میگویند علت مادی ولی علت فاعلی نیست مقدمات قبلی زمینه است برای پیدایش این حالت جدید ، و این حالت جدید صددرصد حادث است . حال این منشهای به اصطلاح نبوتی که فرهنگهای جدیدی به وجود میآورند مستقل از جامعه ، و برای خودشان یک منش مستقلی هستند و جامعه در آنها اثری نداشته . . . ما قبول داریم ، اینها که قبول ندارند . یعنی این رد آن حساب میشود . شک ندارد . اینها روی همین حسابها که کلیت میدهند [ به ساخته شدن شخصیت و منش افراد توسط جامعه ، ] حتی میبینید که نقش قهرمانها را انکار میکنند تا چه رسد به این که بیایند برای پیغمبران یک امر به اصطلاح ماوراء اجتماعی قائل شوند بدیهی است که وحی یک امر ماوراء اجتماعی است اینها که این جور فکر میکنند قهرا آن را قبول نمیکنند .