فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
تفسیر مورخ روشن تر میکند چرا ؟ بر اساس یک مسأله خوبی که آن را طرح کرده اند ، یعنی مسأله وابسته بودن گذشته و آینده که گذشته و آینده دو چیز مجزا نیستند ، وابسته به یکدیگرند قبلا گفتیم آینده را در پرتو گذشته میتوان شناخت و گذشته را در پرتو آینده ، یعنی بهترین تاریخ هر زمانی را در زمانهای بعد مینویسند نه در زمان خودش دوره بعد ، دوره قبل را بهتر میتواند تفسیر کند چرا ؟ به علت رابطه دوره قبل با دوره بعد مثل این که گاهی حادثه ای واقع میشود و آن حادثه محکوم میگردد آن کسی که قهرمان حادثه است میگوید " آینده این قضیه را روشن خواهد کرد " یعنی گاهی زمان حاضر قدرت ندارد که حادثه ای را آنچنان که هست تفسیر کند ، بلکه باید آینده بیاید تا این زمان را بتوان خوب تفسیر کرد غالبا اینجور است گاهی کارهای خیلی بزرگ در زمان خودشان محکوم میشوند ولی زمان آینده نشان میدهد که این کار بیجهت در زمان خودش محکوم شده ، و بر عکس گاهی یک کار در زمان خودش از نظر تفسیر مورد تحسین قرار میگیرد ، خیلی قهرمانانه تلقی میشود و " خوب " تفسیر میشود ، بعد آینده نشان میدهد که یک اشتباه بزرگ بوده است . این است که میتوان گفت که تاریخ به معنای علم و تفسیر هم رو به تکامل است نه به دلیل این که حتما آینده کامل تر از گذشته است ، بلکه فقط به دلیل رابطه ای که میان آینده و گذشته هست ، چون هر آینده ای به منزله محصولی است که بذرش در گذشته پاشیده شده است آن زمانی که بذری را میپاشند نمیشود کاملا قضاوت کرد که آیا این کشاورز عملش را خوب انجام داد یا آن یکی البته تا حدی میشود ممکن است بگویند ما دیدیم که این یکی زمین را خیلی خوب آبیاری کرد ، زمین را خیلی خوب شخم زد ، فلان کار را کرد و بجا کرد ، فلان کار را آن یکی نکرد و بجا کرد ولی آینده که موقع برداشت محصول است بهتر قضیه روشن میشود که آیا کار این درست بوده یا نه بسا هست آن که ما میگفتیم فلان کارش اشتباه است کار او درست از آب در بیاید و آن که فکر میکردیم کارش درست است