فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
آن را نشان بدهد این نظریه همان نظریه مارکسیستهاست که میگویند لازمه اصل تأثیر متقابل این است که فکر انسان صرفا نتیجه تأثیر متقابل مغز و محیط خودش است ، و چون نتیجه تأثیر متقابل مغز و محیط است و غیر از این چیزی نیست خصوصیت محیط و خصوصیت مغز هر گونه باشد جبرا قضاوت آنگونه است و نمیتواند غیر از این باشد ، پس مسأله تصحیح خطا و این حرفها همه حرف مفت است . میگوید : " کروچه اعلام داشت که " تمام تاریخ " تاریخ معاصر " است " و در پاورقی میگوید " متن کامل گفته معروف فوق بدین شرح است : " مقتضیات عملی که زمینه هر قضاوت تاریخی را تشکیل میدهند به همه تاریخ کیفیت " تاریخ معاصر " میبخشند ، چون حوادث هر چقدر هم قدیمی به نظر رسند اشاره تاریخ در حقیقت به حوائج و موقعیتهای کنونی است که حوادث مورد بحث در آن نوسان دارند " از این اشکال چگونه اینها فرار میکنند ؟ نمیتوانند از این اشکال فرار کنند ، و لهذا نظریه " اصالت جامعه " به این شکلی که میگویند ، حتما نظریه غلطی است با اینکه ما به اعتباریت جامعه قائل نیستیم و برای جامعه واقعا اصالت قائلیم ولی در عین حال شخصیت هم برای فرد قائل هستیم ، و مسأله فطرت که در اسلام آمده همین است . این که هر دو را قبول دارد نمیخواهد بگوید اصالت با جامعه است و فرد هیچکاره است . چرا ، حرفش همین است .