فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
دانش و اختراع به یک نظریه برمیگردد ) ، همان نظریه اختراع و صنعت است ، با این تفاوت که آن را تخصیص میدهد به صنعت در ابزار تولید ، و ریشه اش هم این طرز بینش مادی ای است که در مورد انسان دارد که تلاشهای اصلی انسان به خاطر حوائج مادی است و هیچ اصالتی در انسان ندارد . بنابراین ، این که ابزار ، انسان را میسازد آیا در جهت ابتکار میسازد یا مطلقا میسازد ، حتی جهات اخلاقیش را نیز میسازد ؟ نه ، کاری به جهت اخلاقی ندارند ، مقصودشان این است که ابزار انسان را کامل میکند ، یعنی مثل مدرسه است ، بر تجربیات انسان میافزاید البته آن جنبه های دیگر را هم بعد میگویند ، اینکه ابزار انسان را میسازد ، به معنی اینکه ابزار تولید زیربناست ، البته این را هم نتیجه گیری میکنند ، ولی آنچه که در اینجا فعلا میگویند این مسأله است که چرا تکامل دست میدهد ؟ میگویند انسان ابزار را میسازد ، و ابزار هم انسان را میسازد ، میخواهند توجیه کنند چرا انسان موفق میشود که در مرحله بعد ابزار کاملتر را بسازد میگویند یک انسان بیتجربه ، اول یک ابزار ساده ای را میسازد ، ولی مدتی که با آن عمل میکند تکامل پیدا میکند و آماده میشود برای اینکه ابزار بعدی را [ که کاملتر است بسازد ] اگر او روی این ابزار کار نکرده بود ، چنانچه باز هم میخواست ابزار بسازد ، مثل همین را میتوانست بسازد نه بیشتر ، ولی کار کردن با این ، تجربه اش را زیاد میکند البته همان طور که شما هم توجه کردید اینها بعد در نهایت امر میگویند اقتصاد همه چیز را میسازد قضیه به آنجا هم خواهد رسید . این توضیحی بود که برای مجموع این عوامل لازم بود عرض کنیم .