فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
همه کارها را به عهده آنها قرار داده بودند و زحمت کارهای سخت به عهده آنها بود و آنها تولید میکردند و اینها با خیال راحت نشسته بودند ، به قول اینها آنوقت سقراط و افلاطون و ارسطو در آن جامعه پدید میآمد ، افرادی که افکار خیلی بکر و عالی در آنها به وجود میآمد ، ولی اگر یونان جامعه گرسنه ای میبود که نان نمیداشت بخورد دیگر نمیتوانست سقراط به وجود بیاورد . باید ریشه این لغت " زیربنا " را در زبانهای فرنگی پیدا کرد تا ببینیم این تشبیهی که مارکس کرده است نمیدانیم شاید اول هم مارکس نبوده [ که این تشبیه را کرده ، ] کسی دیگر این تشبیه را کرده است مقصود تشبیه ساختمان جامعه است به یک ساختمان چند طبقه یا مقصود تشبیه ساختمان جامعه است به ساختمانی که زیرساز و روساز دارد ، روبنا و زیربنا به این معنا دارد ؟ معنی دومی که فرمودید شامل آن معنای اول هم میشود ، یعنی اگر استخوان بندی را در نظر بگیریم . . . نه ، مقصودم این است که منظور از این تشبیه از اول چه بوده ؟ ولی مثل و تشبیه است ، او به این تشبیه کرده ما به چیز دیگر تشبیه میکنیم من میخواستم بفهمم که آن گوینده اول نظرش چه بوده حال کدامیک مستلزم دیگری است [ مطلب دیگری است ] درست است ، ممکن است یکی از دیگری کاملتر و جامع تر باشد من میخواستم بفهمم این لغت که رایج شده ، هی در زبان فارسی میگویند زیربنا روبنا ، زیرساز روساز ، [ نظر به چه داشته اند ] این کلمه خیلی تکرار میشود ولی من هنوز نتوانسته ام بفهمم که آن کلمه اصلی چه بوده و گوینده اصلی چه منظوری از این کلمه داشته است [ در مورد حرکت جامعه در اثر تضاد میان روابط تولید و تکامل ابزار تولید از نظر مارکسیستها ] قهرا اینجور باید بگوییم : قانونی که توزیع و تقسیم را