فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
پس درباب تصادف اگر کسی بخواهد منکر تصادف بشود ، به این معنا منکر میشود که [ در پاسخ به این سؤال که ] آیا علت اصلی حوادث تاریخی و تحولات تاریخی تصادفات است ؟ میگوید خیر ، تصادفات در عین اینکه بیتأثیر نیست نقش اصلی از آن آنها نیست یک جریان زیر پرده ای هست که آن جریان کار خودش را انجام میدهد اگر تصادف هم رخ نمیداد آن باز کار خودش را انجام میداد از این جهت نظیر نظریه قهرمانان است که عرض کردیم در نظریه قهرمانان ، آنان که منکر بودند میگفتند قهرمان مظهر علت اصلی است نه اینکه قهرمان علت اصلی است شما وقتی میبینید قهرمانی در زمانی آمد و تاریخ را ورق زد و آن را عوض کرد خیال میکنید که این قهرمان ناگهان پیدا شد و دنیا را عوض کرد ، در حالی که جریانی در بطن اجتماع و در زیر پرده اجتماع وجود داشته [ که موجد آن حادثه شده است ] مثل یک آب زیرزمینی که در جایی جریان دارد ، میخواهد نقطه ای را پیدا کند که از آن نقطه بجوشد قهرمان " مظهر " است ، چنانکه دهنه قنات را " مظهر قنات " مینامند شخصیت قهرمان مظهر اراده جامعه و مظهر اراده توده مردم است و الا قهرمان کارهای نیست . اینجا هم همین حرف را باید بزنیم که حادثه تصادفی یک نمایش است ، کسی که عمیق نباشد آن را علت میداند و میگوید ببینید ! با یک ادرار کردن ، یک دولت به کلی منقرض میشود نمیداند که این یک بهانه ظاهری بود که آن واقعه را دو روز جلو یا عقب انداخت یک جریان پشت پرده ای وجود داشت که حکومت بنیامیه را محکوم به انقراض کرده بود و اگر آن ادرار هم نبود بالاخره اینها منقرض میشدند . این مسأله ، مسأله قابل توجهی است و بستگی دارد به این مسأله که آیا