فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
بحث چاپ بشود بحث بسیار خوبی در تکامل جامعه است . در مسأله تاریخ و اخلاق چند مسأله باید مورد توجه قرار گیرد ، یکی اینکه آیا مورخ حق دارد راجع به شخصیتهای گذشته قضاوت و داوری اخلاقی کند که فلان کس آدم خوبی بود ، فلان کس آدم بدی بود ؟ یا نه ، مورخ قاضی نیست ؟ یک نظریه که بیشتر نظریه اینهاست میگوید این امر به مورخ مربوط نیست و این را هم مبتنی بر اصلی میکند که بعد آن را توضیح میدهیم مسأله دیگر که در ضمن این بحث گفته اند این است که اصلا خود تاریخ آیا قاضی هست یا قاضی نیست ؟ این مسأله دیگری است ، به این معنی که انسانها در جامعه خودشان کارهایی میکنند و کوشش میکنند برای اینکه پرده پوشی کنند ، حال با این وصف آیا تاریخ آینده قاضی برای گذشته هست یا نیست ؟ قهرا اگر بگوییم تاریخ قاضی هست و قاضی خوبی هم هست به مورخ هر زمانی هم حق قضاوت میدهیم زیرا این دو امر ملازمهای دارند . در آینده راجع به این موضوع سخن میگوییم . مسأله دیگر این است که داوری اخلاقی در مورد افراد کردن از آن جهت خطرناک است که همان نظریه قهرمانان تأیید میشود که تاریخ را قهرمانان به وجود میآورند و حال آنکه نظریه قهرمانان محدود است ، فرد جزئی از جامعه است ، اگر در جامعه ای یک فرد کار بدی کرده است در واقع جامعه مسؤول است و ما نباید جامعه را به بهای فرد تبرئه کنیم ، فرد را مسؤول بشناسیم تا جامعه تبرئه شود ، آنچنانکه در جهت عکسش هم صحیح نیست ، یعنی آنجا که جامعه ای پیشرفتی میکند فرد را ستایش کنیم و جامعه را ندیده بگیریم مطابق آن نظریه ، فرد و قهرمان نماینده جامعه هستند و ستایشها در درجه اول از آن جامعه است که چنین افرادی پرورانده و به وجود آورده است در اینجا نمیگوییم که چون ما قاضی نیستیم نباید داوری کنیم ، بلکه میگوییم ازباب اینکه فرد اصالت ندارد ما نباید فرد را