فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠
برخورد کند ، ممکن است به دو علت اصلی که در عرض یکدیگرند برسد و ممکن است به سه علت اصلی برخورد نماید ، و خلاصه وظیفه دوم مورخ این است که علل را مرتب نماید . بعد اشاره میکند به اینکه علوم در دو جهت متضاد پیشرفت کرده ، هم به سوی پیچیدگی و هم به سوی سادگی ، یعنی از یک طرف با پیشرفت علم ، علل بیشتری روشن میشود و باعث پیچیدگی مسأله میشود ، و از طرف دیگر همین پیشرفت سبب میشود که در مقام تحلیل ، این علل بیشتر تحلیل میشود به علت اول و دوم و سوم و . . . و این امر به سادگی مسأله منتهی میشود . این ، اصلی است که امروز مورد قبول واقع شده که علوم در عین اینکه به طرف پیچیدگی پیش میروند ، از جنبه دیگر که جنبه فلسفی قضیه است به طرف سادگی و وحدت پیشرفت دارند در واقع وحدتی در عین کثرت و کثرتی در عین وحدت است ، به سوی کثرت میرود در علل فرعی و به سوی وحدت میرود در علل اصلی . درباب علیت در تاریخ ، ما اصل علیت را قبول کرده و وظایف مورخ را نیز بیان کردیم یک مسأله خیلی مهم در اینجا مطرح است و آن مسأله جبر تاریخ است جبر تاریخ بستگی دارد به اصل علیت در تاریخ ، کما اینکه جبر طبیعت ناشی از حکومت اصل علیت در طبیعت است ، که ما در " اصول فلسفه " این اصل را به سه اصل تقسیم کردیم : . ١ حادثه ای که در طبیعت رخ میدهد ناشی از علت خاص است . . ٢ در رابطه علت با معلول یک نوع سنخیت حکمفرماست هر معلولی با یک علت خاص ارتباط دارد اگر آن علت خاص به وجود بیاید آن معلول به وجود میآید ، و اگر بجای آن علت ، علت دیگری بود بجای آن معلول هم معلول دیگری بود .