فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
فرمودید که این میل به تکامل در تمام موجودات هست . این اصل فلسفی است ، دیگر وارد آن بحث نشویم آن مقداری که مربوط به انسان هست قدر مسلم این است که در انسان چنین چیزی هست . قدرت اکتساب ، فراگیری و تربیت شدن ، غیر از بیان و نوشتن و میل به کمال است ، باز خودش یک . . . . . این دو به همدیگر بستگی دارد ، یعنی از یک طرف انسان قدرت بیان دارد و از طرف دیگر قدرت فراگیری دارد درست است ، اینها با همدیگر توأم است و الا مثل این است که انسانی بخواهد با الاغ حرف بزند اگر از یک طرف قدرت بیان باشد و از طرف دیگر قدرت فراگیری نباشد که فایده ندارد . عامل دیگر ، اختراعات دانشمندان است این را شاید ما امری مستقل از دانش بشری به حساب نیاوریم ، یعنی شعبه ای از دانش بشری است ، اثر یک سلسله دانشهای بشری است دانشهای بشری مختلف است بسیاری از دانشها نتیجه اش این نیست که ابزاری در خارج ساخته شود ، مثل دانشهای ادبی ، فلسفی ، ولی یک سلسله از دانشهای بشری نتیجه اش این است که انسان را بر طبیعت مسلط میکند دانش است که انسان را بر طبیعت مسلط میکند ، یعنی قوانین طبیعت را به انسان میشناساند اینکه میگویند آگاهی منشأ توانایی است ، "
| توانا بود هر که دانا بود |