فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
ستاره شناسی هم قابل تجربه نیست با این که در زمان حاضر هست زیرا انسان فقط آن را میبیند ولی نمیتواند در عمل آزمایش کند و تحت تسلط عمل خودش در آورد حداکثر مشاهده است تاریخ حتی از مشاهده هم یک درجه کمتر است چون منقولات است پس به دلیل این که تاریخ تحت تجربه در نمیآید علم نیست راه دیگر این است که کسی بگوید تاریخ علم نیست به معنی این که " تاریخ قانون نیست و نمیتواند قانون کلی داشته باشد " به دلیل این که همه علوم این طور هستند البته این فقط به " تاریخ " نمیخورد ، به همه علوم میخورد امروز بحث خیلی دامنه داری هست در " فلسفه علم " که میگویند قدما به ضوابط و قواعد کلی در طبیعت معتقد بودند ، و عقیده داشتند که علم عبارت است از کشف قواعد کلی یعنی قواعد ضروری لا یتخلف حتی در طبیعت بیجان امروز این مسأله مورد تردید است هم اصل مسأله مورد تردید است که آیا طبیعت حتی طبیعت بیجان قوانین ثابت و سنن لایتغیری دارد یا ندارد ؟ و هم این که فرضا چنین قوانینی داشته باشد توفیق انسان برای کشف این قواعد و ضوابط محل اشکال و تردید است ، و لهذا امروز تمام قواعد علمی اموری است که پذیرفته شده است ، یعنی اگر امروز ما مطلبی را در فیزیک یا شیمی به صورت قانون بیان میکنیم قرارداد است که فعلا ما به صورت قانون بپذیریم ، یعنی در حدود فرضیه ها و تجربه های ما تاکنون مطلب از این قرار بوده است ولی شاید بعد چیز دیگری تأیید شود ، و لهذا علم امروز بیشتر به شک تمایل دارد حال این از چه جهت است ؟ آیا از این جهت است که طبیعت قانون کلی ندارد ؟ یا اگر هم طبیعت قانون کلی دارد بشر به آن دسترسی ندارد ، و این البته خاصیت علم تجربی است ، یعنی علمی