فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩
کند ، میبیند که خیر ، نه تنها تکامل نیافته بلکه رو به انحطاط رفته که
این همه بدبختی و فلاکت و ظلم و ستم و آوارگی پدید آمده است .
خلاصه قبول کردن این مطلب مشکل است .
نه ، مشکل نیست یک حرف خوبی در همان مسائل خیر و شر در فلسفه دارند
که هر شری زاینده یک سلسله خیرهاست ، یعنی اگر ما شر را در همان حال
خودش در نظر بگیریم یک حکم دارد ، و اگر به اعتبار زایندگیش در نظر
بگیریم یعنی آثار و نتایجش را هم به حساب بیاوریم و به قول این کتاب
آینده اش را هم جزو حسابش بیاوریم حکم دیگری پیدا میکند اینها هم متوجه
این مطلب هستند در اینجا مؤلف کتاب " تاریخ چیست ؟ " تعبیری دارد ،
میگوید " تمام شکستها ثمر بخشند " و نیز تعبیر شیرینی دارد میگوید "
تاریخ قائل به دیر کرد عمل است " این خیلی تعبیر خوبی است مثل دیر
کردی که بانکها میگیرند ، یعنی سود میگیرند ، بدین معنی که بانک طلبش
را که امروز باید بگیرد ، اگر طرف نداد و مدتی تأخیر انداخت ، بعد از
آن مدت میگیرد با سود بیشتر میگوید " تاریخ قائل به دیر کرد عمل است
" یعنی اگر جامعه ای درجا بزند ، عقب بماند ، منحط بشود ، ناراحتی بکشد
، همین سبب میشود که بعد تاریخ ، این را یعنی آنچه را که طلب داشته با
سودش بگیرد .
ما بحثمان در این نبود که بیاییم تأیید کنیم که تاریخ متکامل هست یا
نیست بحثی که ما کردیم به خاطر این بود که اصلا فرض تکامل داشت دچار
اشکال میشد معنی آن مسأله این بود که اصلا نمیشود قائل به تکامل شویم چون
اگر بخواهیم قائل به تکامل شویم باید ارزشهای به وجود نیامده را نفی کنیم
، یا به تعبیر دیگر باید معیارها فقط روی موفقیتها باشد ، [١] یعنی هر
جا که دو حریف مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند ، آن که موفق شده است
[١] اگر معیار روی موفقیتها باشد باید ارزشها را نفی کنیم .