فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
ضابطه حرکت و ضابطه تکامل را بیان کرده یا نه قانون تکامل که به واسطه تکامل از بین نمیرود این مثل آن است که ما بگوییم چون موجودات از پایین ترین درجه متحول شده و به انسان رسیده اند ، پس قانون تکامل نقض شد نه ، چون قانون تکامل هست اینها تحول پیدا کردند مدار را با منزل نباید اشتباه کنیم این قانون ، مدار است نه منزل بله ، ممکن است یک قانون هم منزل باشد بنابراین به صرف این که جامعه متحول است نمیتوانیم بگوییم پس نمیتواند قانون ثابت همیشگی داشته باشد ما میگوییم باید به ماهیت آن قانون رسیدگی کرد که آیا ماهیت آن ، ماهیتی است که ضابطه حرکت است یا نه . اگر ما سراغ همین قوانین اخلاقی برویم میبینیم قوانین اخلاقی ، ضابطه حرکت است مثلا اگر راستی برای جامعه منزل نیست ضابطه حرکت جامعه است ، یعنی جامعه اگر میخواهد حرکت کند باید با این ضابطه حرکت کند جامعه ای که مردمش همواره دروغ میگویند سرنوشتش سقوط است همین طور است استقامت و سایر ضوابط اخلاقی ، که این خود بحث دامنه داری است . بنابراین نمیشود گفت تاریخ به دلیل این که عبارت است از جریان جامعه بشر پس ضابطه و قانون ندارد و بنابراین نمیتواند علم باشد ، همین طور که نمیشود گفت قانون تکلیفی ، قانون انشائی ، قانون شرعی که تکلیف است ، به دلیل این که جامعه در آینده متحول است نمیتواند یک قانون همیشگی باشد این حرف نه درباره تاریخ درست است و نه درباره دین پس آن نظر هم نظر غلطی است . تجدید نظر در تعریف علم است . نه ، تعریف تجدید نظر نشده علم همان کشف قوانین است ولی این که خیال کرده اند قانون همیشه در مورد اشیاء ساکن است غلط است ، یعنی اشیاء متحرک هم تحت یک ضوابط و قوانینی حرکت میکنند . یک وقت