فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢
مرجع کل فیالکل و من حدود هشت سال بود که در قم بودم و افراد زیادی را میشناختم که آدمهای خوبی بودند یکمرتبه میخواست یک قدرت بزرگ روحانی از مقامی به مقام دیگر منتقل شود یک امتحان بسیار بزرگ من یکمرتبه دیدم مثل اینکه حوزه قم زیر و رو شد یک حالت هول عجیبی به افراد افتاد حال ، هر کسی گرایشی به یک آقا داشت در راه گرایش به این آقا و کوبیدن بقیه آقایان همه چیز فراموش شده بود مثل اینکه موقتا همه ، همه چیز را فراموش کرده بودند یک حالت جنون آمیزی به وجود آمده بود این آن را تعدیل میکرد و آن یکی را تفسیق ، و دیگری به عکس گفتم سبحان الله ! بشر چه موجودی است ! پس اگر روزی پیغمبری بخواهد بمیرد و یک خلافت به آن عظمت بخواهد منتقل شود میبیند آن عادل ترین عادلها تبدیل میشود به فاسق ترین فاسقها . از امتحانهایی که در زمان حاضر برای بشر پیش میآید انسان میتواند طبیعت بشر در گذشته را بفهمد ، که میفهمد همین ماها هم اگر بودیم از همین کارها میکردیم چیز عجیبی نیست که انسان فکر میکند آدمهای خیلی استثنائی آمدند خلافت علی ( ع ) را غصب کردند نه ، اگر ماها هم بودیم همین کارها را میکردیم این است که همان طور که انسان مسائل حال را در پرتو گذشته میشناسد مسائل گذشته را نیز در پرتو حال میتوان شناخت این حرف اساسی و درستی است . میگوید مورخ قادر به پیش بینی مشخص نیست برعکس ستاره شناس که مثلا کسوفی را دقیق سر ساعت ، دقیقه و ثانیه مشخص میکند یک مورخ نمیتواند حوادث تاریخی را اینچنین پیش بینی کند ، یعنی نمیتواند بگوید در فلان مملکت در فلان سال و در فلان ماه یک انقلاب اتفاق میافتد ، ولی در عین حال میتواند راهنمایی کند مؤلف با این دو کلمه خواسته مطلب