فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
آنجا که میگوید مورخ خودش کار میکند بالاخره یک شخصیتی برای او قائل
است .
میگوید " مورخ به عنوان یک پدیده اجتماعی " اینها تصورشان از مورخ
یک پدیده اجتماعی است که خودش ساخته اجتماع و صددرصد محکوم و مجبور
اجتماع است نمیگوید مورخ وجود ندارد ، [ میگوید ] مورخ وجود دارد ولی
این مورخی که شما میبینید خودش یک پدیده اجتماعی است و صددرصد ساخته
شده اجتماع است و قضاوتش محکوم به وضع اجتماعی اوست .
این نظریه را از روی اصلش رد نمیکنیم ، از روی عوارضش رد میکنیم ،
مثلا با بحث شخصیت و بحث حقیقت و . . .
اولا که نظریه اینها دلیل ندارد دلیلهای دیگر هم ما داریم که اصل نظریه
را که فرد یک امر انتزاعی است و تمام شخصیت فرد را جامعه میدهد رد
میکنیم این برمیگردد به آن نظر که قسمتی از شخصیت انسان ، فطری است [١] و قسمت دیگر پدیده اجتماعی است خیلی بحث خوب و عالییی هم هست .
یک مثالی آقای جعفری میزدند راجع به فرد و اجتماع میگفتند فرد را ما
میتوانیم مانند بذری در نظر بگیریم که در زمین کاشته میشود ، و اجتماع را
مانند باغبانی که آن را آبیاری میکند و پرورش میدهد مثلا تخم لوبیا
نمیتواند چیز دیگری بدهد
[١] یعنی این که اینها میگویند انسان صددرصد پدیده اجتماعی است ، صحیح نیست ، انسان پدیده ای است مرکب از طبیعت و اجتماع آن قسمتهایی که پدیده طبیعی انسان است همانهایی است که میگوییم فطریات انسان یا فطرت انسان و به دست خلقت به وجود آمده است اینها فطرت است و لا یتغیر و جامعه نمیتواند روی آنها اثر بگذارد .