فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
برگشت دارد ، همیشه تاریخ برگشت دارد مؤلف ، آن نظریه را میخواسته بگوید ولی خیلی مجمل و مندمج گفته و در ذیل نظریه دین هم گفته ، با اینکه ربطی به نظریه دین ندارد . و اما نظریه دین : نمیدانم اینها تعمد داشته اند که این را اینطور بگویند یا اصلا طرز تفکر فرنگیها همین طور است توجیه تاریخ بر اساس دین به قول اینها به این معنی غلط است که ما مشیت الهی را که مبدأ همه جریانات و نظامات عالم است به عنوان یک علت خاص در نظر بگیریم ، بگوییم اینها نه ، او این که معنی ندارد ما باید ببینیم که اگر جهان بینی ما جهان بینی الهی شد آنگاه مجموع نظام عالم در جهان بینی الهی چه شکلی پیدا میکند ؟ بنابر نظریه الهی قهرا تاریخ خودش غایت و هدف دارد ، همین طور که طبیعت هدف دارد ، تاریخ معنی و هدف دارد ، یعنی تاریخ به سوی تکامل و کمال بشری پیش میرود ، و تاریخ معنی و هدف دارد این هدفداری را [ به یک شکل غلط بیان میکنند ] همینطور که در طبیعت نیز اغلب این فرنگیها وقتی که میخواهند مسأله دلیل را نظم را ذکر بکنند در همین شکل غلط ذکر میکنند ، دلیل نظم را به گونه ای بیان میکنند که گویی خدا مثل یک صانع بشری است که دستی از بیرون میآید این ماده ها را پس و پیش میکند ، مثل یک کوزه گر یا خیاط ، در صورتی که معنایش این نیست ، معنایش این است که در نظام عالم ، در خود طبیعت ، توجه به هدف و توجه به نظام هست که آن هم خودش یک حسابی دارد چون به اصطلاح مسخر است ، طبیعت " به خود واگذاشته " نیست ، طبیعت " تسخیر شده " است ، و طبیعت تسخیرشده یعنی طبیعتی که طبیعت است که دارد کار میکند ولی تحت تسخیر یک نیروی دیگر دارد کار میکند ، مثل آنجا که یک فردی با اراده خودش دارد کار میکند ولی این فرد آنچنان مجذوب یک فرد دیگر هست که همیشه توجهش به اوست و بر اساس آنچه که او را مدل قرار داده کارش را انتخاب میکند . این ، معنی غایت داشتن طبیعت است طبیعت وقتی که غایت داشته