فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥
قضاوت قرار میگیرد وقتی که انسان درباره طبیعت میخواهد مطالعه کند مثلا آب را مطالعه کند ، در اینجا خودش و شخصیت خودش معیار برای قضاوت درباره آب قرار نمیگیرد بلکه بیطرف است ، اما وقتی انسانی را میخواهد مطالعه کند خواه ناخواه خودش میشود معیار انسانهای دیگر ، و از این جهت هر کسی خودش هر جور هست تاریخ را آنجور تفسیر میکند که خودش هست و این نکته خوبی است هر چند ما صددرصد آن را نمیپذیریم ، مثل آنچه که مولوی درباره تفسیر قرآن میگوید که هر کس که قرآن را تفسیر میکند او خودش را تفسیر میکند نه قرآن را ، و قرآن را کسی میتواند تفسیر کند که فانی باشد مقصودش این است که انسان به هر درجه که اخلاص داشته و از خود بیرون باشد به تفسیر واقعی قرآن نزدیکتر است و به هر مقدار که در خود بیشتر فرو رفته باشد خودش بیشتر [ به منزله ] عینکی است که قرآن را از آن عینک تفسیر میکند . این حرف درباب تاریخ و عموما علوم انسانی حرف خیلی خوبی است ، یعنی شخصیت عالم ، وضع عالم ، روحیه عالم در قضاوتهای علمی و فلسفی ، روانشناسی ، تاریخی و جامعه شناسی او مؤثر است در این باره داستان شیرینی را مطالعه میکردم که کسروی در کتابش نوشته بود که زمانی در مجله ای آقایی آمد و مقاله ای آورد ، من دیدم در ستایش جنس زن است و اظهار تأسف برای جنس زن که در جامعه ما عقب مانده ، زن چنین است ، زن چنان است من به او گفتم این به کار ما نمیخورد ، جای دیگر ببرید مقاله را چاپ نکردیم بعد از مدتی مقاله دیگری آورد که آن را چاپ کنیم دیدم تمامش در مذمت جنس زن است که این جنس چنین و چنان است قضیه چیست ؟ آنوقتی که او آن مقاله را آورد عاشق زنی بوده و آن زن را چنین و چنان میدانسته و از آن عینک نگاه میکرده ، دیگر جنس زن در نظر او فرشته بوده است بعد معلوم شد با او ازدواج کرده و ماهیت او برایش معلوم شده ، حالا دیگر جنس زن در نظرش بد شده است . چون دنیای حالایش چنین است جنس زن در نظرش بد شده است .