فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠
اسماعیل خویی مصاحبه ای داشته است با شخصی به نام ضرابی که در آن ،
این دو نفر به جان هم افتاده اند او این مصاحبه را چاپ کرده است به نام
" جدال با مدعی " دو قسمت است یک بحث راجع به تکامل و آینده است
که مفصل هم هست و بحث دیگر راجع به شعر نو است .
درباب طبیعت نیز اینکه ما هدف را چه چیز مشخص کنیم کار بسیار مشکلی
است قبلا هم بحث بود که ما همین قدر میتوانیم بگوییم حیوانات آن وضعی
که فعلا دارند [ از نظر زیستی ] نسبت به گذشته کاملتر است ولی نمیتوانیم
خط سیر آینده را مشخص کنیم که اگر حیوانات بخواهند بیشتر رو به تکامل
بروند چه باید بکنند چنین حرفی در آنجا میزنند در طبیعت ، این حرف را
گفته اند خیلی کار مهمی نیست که کار طبیعت را بخواهند تشریح کنند ولی
درباب تاریخ بحث در بینش سازنده است که بالاخره تاریخ به دست انسان
ساخته میشود [١] ما نمیخواهیم خودمان را دربست در
> که هست این است که ما که اکنون نظر میدهیم به تکامل تاریخ و تکامل نظریات فلسفی تاریخ ، از هم اکنون باید مقیاسی در دست داشته باشیم که با آن مقیاس بگوییم این دو متکامل میشود درباره تاریخ میتوانیم بگوییم که در هر دوره طبق نظریات فلسفی آن دوره متکامل است ، ولی درباره خود آن نظریات چه معیاری هم اکنون داریم ؟ اگر امروز معیاری برای تکامل نظریات فلسفه تاریخ داریم ، همان معیارها و یا مانند آنها میتواند معیار تکامل تاریخ باشد صرف اینکه نظریات بعدی در زمان بعد است نمیتواند معیار باشد ، زیرا اولا خود مؤلف قائل به تراجع تاریخ است ، ثانیا اگر چنین است باز هم ما نیازی به نظریات معیاری در آینده نداریم ، از هم اکنون میگوییم تاریخ آینده چون متعلق به آینده است ، آیندگی و تأخر زمانیش مساوی است با تکاملش این ، نظریه این کتاب بود که انتقاد شد . ولی مارکسیستها از هم اکنون خط سیر آینده را تعیین میکنند و آن رسیدن به جامعه بیطبقه است ولی البته مارکسیسم که قائل به تطور نظریات مطابق تطور اجتماع است ، نمیتواند چنین نظریه ای بدهد ، در این زمان ، برای زمان دیگر نظریه دادن ، ضد اصول مارکسیسم است . ما که از طرفی قائل به تکامل تاریخ هستیم ، از طرف دیگر ، فکر و نظر را مشمول قوانین عمومی ماده نمیدانیم ، و از طرف دیگر تاریخ را نتیجه سرشت متکامل انسان میدانیم نه تکامل غیر قابل پیش بینی ابزار تولید ، به آسانی میتوانیم آینده متکامل تاریخ را پیش بینی کنیم . [١] این اشکال بر نظریه مؤلف وارد است که فرضا ما چیزی از تکامل آینده زیستی ندانیم ضرری به جایی نمیرساند ، و امور زیستی از شعب علوم نظری است و کار علم کشف واقعیات است ، جهل به آینده زیانی به حال حاضر نمیزند اما در مورد تاریخ که ما نیازمند به بینش سازنده به قول مؤلف " تاریخ >