فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧
از نظر آزادی در انتخاب ، میتوانیم بگوییم که در قدیم آزادی در انتخاب بوده منتها موارد انتخاب خیلی کم بوده و از آن نظر محدودیت بوده است ، مثلا در قدیم شخص هر شغلی را که میخواسته انتخاب کند آزاد بوده ، منتها در دسترسش نبوده . درست است ولی آن که جوهر انسان است انتخاب است اما اینکه انسان سر دو راهی باشد یا سر ده راهی ، از دو راه یکی را انتخاب کند یا از ده راه ، این در جوهر انسان که انتخاب و آزادی است تأثیری ندارد . منظورم این است که در قدیم مثلا اگر کسی میخواست درس بخواند ، در این کار آزاد بود ولی نمیتوانست . امکانات برایش نبود . قبول داریم آن جنبه دیگر قضیه است برمیگردد به مسأله قدرت و توانایی شما بگویید " آزادی در حیطه قدرت و توانایی " ، بگویید در قدیم حیطه قدرت و توانایی محدود بود ولی در آن حیطه آزادی بود ، امروز حیطه قدرت و توانایی خیلی وسیع شده ولی در همان حیطه ، حتی کمتر از آن حیطه قدیم ، آزادی نیست بسیار خوب ، این ، دو مسأله مقابل یکدیگر است ما که نگفتیم آزادی یگانه ملاک است و به قدرت کاری نداریم شک ندارد که بشر امروز از این نظر متکاملتر است نمیشود کمال ناشی از قدرت را ندیده گرفت و گفت کمال ناشی از قدرت ، کمال نیست خیر ، کمال است ولی در ارزشیابی و به قول اینها در نظام ارزشها اگر بخواهیم حساب کنیم ببینیم آیا تسلط بر طبیعت ارزش بیشتری برای انسان دارد یا آزادی ، و از این دو ارزش کدامیک ارزش بیشتری است ، اینجا بود که گفتیم اگر امر دائر باشد که بشر از این دو ارزش یکی را انتخاب کند ، باید آزادی را انتخاب کند نه تسلط بر طبیعت را .