فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧
ایشان ( نویسنده ) روی آزادی هم زیاد تکیه نکرده " افق رو به گسترش
" یعنی افق آزادی رو به گسترش است روی این هم زیاد تکیه نکرده است ،
کما این که روی قدرت هم زیاد تکیه نکرده است که آیا افق قدرت انسان رو
به گسترش است یا خیر ، [١] ولی جنبه سوم برای انسان آن چیزی است که
ما از آن گاهی به عقل تعبیر میکنیم ، گاهی به علم و گاهی به آگاهی یا خود
آگاهی ، که اینها وقتی به معنی اخص بخواهند بگویند " خود آگاهی "
میگویند که اصطلاح خاصی است که فرنگیها در عصرهای اخیر آورده اند و میان
ما هم به عنوان " خود آگاهی " ترجمه شده و لفظ شایعی هم شده است
نویسنده در این فصل " افق رو به گسترش ) ) تکیه اش روی مسأله آگاهی و
خود آگاهی است میخواهد بگوید که تاریخ بشر در جهت تکامل آگاهی بوده
است و این را تقریبا توانسته [ تشریح کند ] چون آن دو تای دیگر به اشکال
برخورد میکرده ، مخصوصا آزادی ، یعنی هر چه که تاریخ جلو آمده مثلا اگر
قرن بیستم را با قرن نوزدهم و قرن نوزدهم را با قرن هجدهم مقایسه کنیم
میبینیم پر و بال آزادی چیده شده و منطقا چیده شده نمیشود گفت که [
تاریخ ] در جهت آزادی پیش رفته و پیش میرود شاید آینده هم هر چه که
جلوتر برود آزادیها محدودتر بشود تازه ما آزادیهایی را که به اصطلاح ،
منطق دارد میگوییم آزادیهای غیر منطقی یعنی دیکتاتوریها و غیره به جای
خود ، عملا دنیا هر چه که جلو آمده آزادیهای افراد را بیشتر سلب کرده
است [٢] .
[١] آیا افق زندگی در جهت قدرت و تسلط بر طبیعت و آزادی از آن رو به گسترش است یا در جهت آزادی انسان از انسان یا در جهت آزادی انسان از حیوانیت خودش که منشأ آزادی انسان از انسان هم بالتبع خواهد شد ، یا در جهت مبانی مثبت از قبیل تعاون ، مهرورزی به دیگران ، جود و ایثار ، قوت اراده ، راستی ، نیکی ، زیبایی معنوی ، بیعقدگی و بیتکبری و بیحسادتی و بیبخلی و بیحقدی ، و یا در جهت علم و آگاهی و حکمت به معنی واقعی . [٢] آنچه میتوان درباره تکامل و پیشرفت گذشته گفت و برای آینده هم پیش بینی کرد این است که در گذشته رابطه انسان با طبیعت در جهت سلطه انسان بر طبیعت و آزادی از محکومیت طبیعت و در جهت اطلاع و آگاهی بر طبیعت و در جهت خود آگاهی یعنی آگاهی به خود و موقعیت خود و بیدار خود بودن >