فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
اینجا یک مطلب هست و آن مطلب که مچ اینها در اینجا گرفته میشود این است که مؤلف در مواردی اعتراف میکند که : پس مورخ باید با توجه به این امور تاریخ بنویسد ، با توجه به اینکه من در چه شرایطی هستم و آن زمانی که تاریخ آن را مینویسم در چه شرایطی بوده است اینجا قهرا این مسأله مطرح میشود که گیرم مورخ بتواند یکچنین توجهی بکند ، آیا مورخ میتواند خودش را از شرایط زمانش خارج کند یا نمیتواند ؟ مطابق آن اصلی که شما میگویید که انسان جبرا محکوم شرایط زمان خودش است ، همان وقتی هم که میخواهد فکر کند که خودش را [ از شرایط زمانش ] خارج کند ، چون در شرایط زمان واقع است ، همان کار را هم باز تحت شرایط زمان انجام میدهد ، یعنی نمیتواند از آن بیرون بیاید و چنین چیزی امکان ندارد . اینجاست که باید آن مسأله ای را که قبلا مطرح کردیم مطرح کنیم و آن این است که شکی نیست که ذهن انسان خطا میکند ، یعنی قابل خطاست ، تحت تأثیر شرایط ذهنی و عینی خودش قرار میگیرد و کج قضاوت میکند ، همین طور که یک آینه ، چیزی را احیانا خلاف نشان میدهد ، ولی مسأله این است که آیا انسان قادر هست ذهن خودش را تصحیح کند یا نه ؟ یعنی آیا انسان قادر هست خودش را از آن شرایطی که موجب خطای اوست آزاد کند یا نه ؟ آیا انسان در قضاوت ، یک پایگاه آزاد دارد یا ندارد ؟ " منطق " معنایش همان پایگاه آزاد انسان است که درست است که من خطا میکنم ولی میتوانم خطایاب باشم با معیارهایی که آن معیارها حتما خطا نیست یعنی مطلق است اگر اینجور باشد خطایابی معنی دارد ، ولی اگر هر معیاری که انسان بخواهد برای خطایابی به کار ببرد مانند خطاهای اول آسیب پذیر باشد ، مثل این است که یک آینه معیوب ، صورتی را غلط نشان میدهد ، بعد ما بخواهیم با یک آینه معیوب دیگر خطای آن را اصلاح کنیم که کجایش خطا بوده و کجایش خطا نبوده بدیهی است آینه دیگری که عین عیبهای آینه اول را دارد نمیتواند عیبهای