فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
کتاب پر بکنید ، بعد آقای بروجردی میشود یک مرد قدیسی که سراسر زندگیش
همه خیر است و برکت و فضیلت ، و اگر شما با آقای بروجردی بد باشید
حتما آقای بروجردی در زندگیاش یک نقاط ضعفی هم دارد ، میروید از راستها
هم انتخاب میکنید ، هیچ هم دروغ نمیگویید ، در طول زندگی هشتاد ساله این
مرد شما میتوانید یک عده داستان [ از این نوع ] پیدا بکنید ، همه هم
داستانهای راست باشد ، بعد بگویید این آقای بروجردی است ، در صورتی که
آقای بروجردی نه این است نه آن ، آقای بروجردی مجموع اینهاست ، یعنی
آنی است که هم آن را داشته و هم این را ، ولی وقتی شما میخواهید از آقای
بروجردی یک چهره خوب ترسیم بکنید آنها را انتخاب میکنید ، دروغ هم
نگفته اید ، و وقتی میخواهید از آقای بروجردی یک چهره بدی رسم کنید ،
اینها را انتخاب میکنید ، دروغ هم نگفته اید اینهاست که میگویند تاریخ
را بیارزش کرده ، یعنی شما سراغ هر مورخی در دنیا بروید میبینید که در
یک قضیه ، تمام وقایع را آنچنان که بوده است ، اعم از آنچه که زشت
باشد یا زیبا ، ننوشته ، بلکه انتخاب کرده ، و این انتخاب بر حسب هدفی
بوده که از تاریخ نگاری داشته است این جهت است که مسأله ارزش تاریخ
مطرح میشود ، یعنی تاریخ به معنی تاریخ نگاری ، تاریخهای مکتوب ، چقدر
قابل اعتماد است و چقدر قابل اعتماد نیست ، که در همین کتاب [١] هم
اولین بحثش درباره ارزش تاریخ است ، هر چند نام نمیبرد .
مسأله مهمی که باید عرض کنم این است که مسأله " محرک تاریخ " یک
مسأله است و مسأله " فلسفه تطور تاریخ " مسأله دیگر معمولا این دو از
یکدیگر تفکیک نمیشوند میدانیم جامعه انسانی تحولات زیادی دارد از قبیل
انحطاطها ، ترقیها ، جنگها ، صلحها ، رفاهها ، محرومیتها و امثال اینها
یکوقت ما جامعه انسانی را از نظر تنوع ، در تمام طول تاریخ
[١] [ مقصود کتاب لذات فلسفه است ] .