فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
این است معنای اینکه ما میگوییم در طبیعت عکس العملها وجود دارد :
« و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و
الارض »[١] .
رابطه جهان و انسان اینچنین است که اگر انسان در آن مسیر کمالی و
انسانی خودش قرار بگیرد ، طبیعت با انسان هماهنگتر سر آشتی میگیرد حال
چه روابط مرموزی ماین طبیعت و انسان هست ، بسا هست که ما بتواینم به
دست آوریم ، بسا هم هست که نتوانیم بدست آوریم ، ولی چنین چیزی هست ،
و اگر انسان بر ضد مسیر خاص طبیعت قرار بگیرد یعنی بر ضد مسیر تکامل
قرار بگیرد ، کشیده بشود به سوی فسق و فجور و آن چیزهایی که انسان برای
آنها نیست ، کمال انسان نیست و ضد انسان است ، آنگاه طبیعت مثل بدنی
که جزء بیگانه را از خود دفع و رد میکند ، یک عکس العمل اینچنینی نشان
میدهد که این عکس العملهاهاست که به نام عذابها و این جور چیزها گفته
شده است اینجاست که تاریخ در این دید سه بعد پیدا میکند : بعد فردی ،
بعد اجتماعی و بعد جهانی ( یعنی تاریخ از کل جهان خدا نیست ) بعد فردی
این است که در عین اینکه جامعه ترکیبی است از افراد ، چون فرد در جامعه
[ استقلال دارد ، تاریخ بعد فردی نیز دارد ] .
مسأله معروفی است که امروز مطرح است تحت این عنوان که آیا جامعه اصل
است یا فرد اصل است ؟ آیا فرد اصل است و جامعه امر اعتباری است یا
جامعه اصل است و فرد امر اعتباری ؟ این را ما مکرر گفتهایم که ترکیب
جامعه یک ترکیب خاصی است در قدیم هم این مسأله درباب اجسام مطرح بوده
حتی یک اختلاف نظری بین بوعلی و ملاصدرا هست که وقتی دو یا چند عنصر با
هم ترکیب میشوند و یک مرکب به وجود میآید ، آیا عناصر ترکیب کننده ،
هویت خود را در ضمن مرکب از دست
[١] اعراف / . ٩٦