فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١
تقوا که همان مسیر هماهنگی با نظام خلقت است حرکت کند مثل این است که یک نوع آشتی میان انسان و طبیعت برقرار میشود ولی وقتی که انسان یک حالت تمرد پیدا میکند مثل عضوی از بدن میشود که از مسیر خود خارج شده و سایر اعضای بدن و اندامها تدریجا او را از خودشان طرد میکنند این غیر از این مسأله است که بگوییم خدا از بالای آسمانها میآید در کارها دخالتی میکند و برمیگردد میرود این حرف ، عوامانه است اگر کسی قائل بشود که عامل ماوراء الطبیعه را در تاریخ باید دخالت داد یا نداد این مسأله از جنبه علمی قابل مطالعه است که ما تاریخ را از این بعد مطالعه کنیم که آیا جوامعی که در مسیر صحیح و تکاملی و اخلاقی و انسانی قدم برداشته اند زندگیهاشان همیشه مقرون با نوعی هماهنگی خلقت و طبیعت با آنها بوده و کسانی که در جهت عکس بوده اند مواجه با یک عکس العمل مخالف شده اند یا نه ؟ چرا مورخ از این جهت مطالعه نکند ؟ مسأله دومی که طرح کرده ، مسأله هدف داشتن و هدف نداشتن تاریخ است ( خیلی از مسائل از لحاظ فلسفی برای اینها روشن نیست و خوب تجزیه و تحلیل نمیکنند ) این مسأله ، هم به مسأله ای که اکنون گفتیم مربوط میشود و هم به مسأله تکامل اول آنکه تاریخ رو به تکامل است یا رو به تکامل نیست ؟ این را در بخش آینده ( تاریخ به منزله پیشرفت ) خواهد گفت در صورت اول آیا تاریخ که متکامل هست هدف دارد یا هدف ندارد ؟ یعنی آیا متکامل شدنش امری است تصادفی یا نه ؟ عین حرفی که در زیست شناسی گفته میشود که در این تکاملی که تاکنون رخ داده آیا طبیعت هدف داشته و میخواسته به این هدف برسد ، متوجه این هدف بوده و راه خودش را گرفته تا رسیده به این حد ، یا طبیعت همین طور در دست تصادفات کور بوده و اتفاقا رسیده به اینجا ، [ عین همین حرف در مورد تاریخ مطرح است ] میدانیم که امروز در زیست شناسی مسأله " تکامل و هدفداری " یک مسأله اساسی است که کتاب " حیات و هدفداری " روویر ترجمه دکتر شیبانی و کتاب " خلقت انسان " دکتر سحابی بحثی در این زمینه