فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
رنگ همان شرایط را به خود میگیرد شرایط عینی هم یعنی شرایط خارجی ، مثلا وضع زندگی و امثال آن رنگ خاص به ذهن و فکر او میدهد که ما در مقام تشبیه گفته ایم ذهن انسان از این جهت مثل آینه است ، آینه هر رنگی که داشته باشد ، صورتی که در آن منعکس میشود همان رنگ را پیدا میکند ، یا مثل ضبط صوت است که هر صوتی را به هر شکل که در آن ضبط شود همان طور منعکس میکند ، و یا مثل کوه است که صدا را [ باز میگرداند ] ، چون مسأله ، مسأله ردالفعل و عکس العمل است ، همیشه عکس العمل ها بستگی دارد به نحوه عمل و صددرصد تابع عمل است در کوه اگر بگویی " هو " ، " هو " جواب میدهد ، بگویی " ها " ، " ها " جواب میدهد ، دیگر نمیشود تو بگویی " هو " او " ها " جواب دهد یا بگویی " ها " او " هو " جواب بدهد بنابراین هر فکری ، صددرصد زاییده شرایط ذهنی و عینی فکر کننده است در واقع اینجور است : شما شرایط ذهنی و عینی فکر کننده را به من بگویید تا من به شما بگویم که او چگونه فکر میکند . مخصوصا بحث را میبریم روی شرایط عینی باز همان نتیجه گرفته میشود که یک نفر در کاخ و در ویرانه نمیتواند یک جور فکر کند ، زیرا شرایط عینی کاخ نشین یک شرایط است و شرایط عینی ویرانه نشین شرایط دیگری است این غیر از مسأله اصالت اقتصاد است که جنبه فلسفی قضیه بود این ، جنبه منطقی قضیه است که به طور کلی به دلیل این که شرایط مختلف است و اگر شرایط به شکل دیگر ( غیر از جنبه اقتصادی ) هم مختلف باشد شخص مختلف فکر میکند از نظر منطق دیالکتیک ، این امر اختصاص به شرایط اقتصادی ندارد اگر ما باشیم و این منطق ، چنانچه جو سیاسی شخص نیز مختلف باشد [ تفکر او مختلف است ، ] مثلا آدمی که در یک جو دموکراتیک زندگی میکند و آدمی که در یک جو استبدادی زندگی میکند ، همچنین آدمی که در جو استبدادی خودش مستبد است بر دیگران ، و آدمی که مورد استبداد دیگران قرار گرفته ، [ دو گونه فکر میکنند ] این شرایط اقتصادی نیست ، شرایط سیاسی زندگی است ولی خواه