فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦
موجودات صاحب اختیار از قبیل انسان است مؤلف در مقام اثبات این مطلب بر نمیآید که حال به چه دلیل علیت در تاریخ هست ، چون آن سبک ، سبک فلسفی خواهد بود و اینها اکنون وارد این مسائل نمیشوند همین قدر میگوید که اگر مورخ به علل حوادث کاری نداشته باشد ، کارش ارزش ندارد ، چون ما قبلا راجع به این مطلب که تاریخ علم هست یا نه ، بحث کرده ایم و این بحثها با هم مربوطند علم بودن تاریخ به این است که ضوابطی در کار باشد ، و در کار بودن ضوابط بستگی به این دارد که روابط علی و معلولی در کار باشد ، و اگر روابط علی و معلولی در کار نباشد و در نتیجه ضوابطی در کار نباشد ، قهرا پای تصادف به میان میآید و اگر پای تصادف به میان بیاید در اینجا علم معنی ندارد ، چون علم عبارت است از کشف یک سلسله قوانین کلی در موضوع خاص . بعد میگوید اولین کسی که که اول نیست ، بلکه باید گفت از اولین کسانی که متوجه این نوع بحث در تاریخ شد منتسکیو است قبلا تاریخ صورت علمی نداشت زیرا صرفا وقایع را متعرض میشدند بدون اینکه به علل آن توجهی کنند تازه وقایعی که ذکر میکردند وقایع جزئی مربوط به زندگی اشخاص بود نه وقایع مربوط به حالات جامعه و تحولات اجتماعی منتسکیو از اولین کسانی بود که به این مسأله توجه کرد و کتابی به نام " علل عظمت و انحطاط روم " نوشته است که در آن ، تمدن قدیم روم را که بعد از تمدن یونان و قبل از تمدن اسلامی و حتی قبل از تمدن اسکندرانی بوده بررسی و بحث کرده است در کتاب " روح القوانین " هم راجع به این موضوع سخن گفته است منتها او تکیه دارد روی " علل کلی " که بعدا در بحث تصادف در این باره بیشتر صحبت میکنیم و یک سلسله علل کلی را مؤثر میداند بحث معروفی که درباب محرک تاریخ میان علما هست که نیروی محرک تاریخ چیست ؟ و بعضی میگویند این محرک عوامل جغرافیایی است ، بعضی عوامل نژادی را محرک میدانند ، بعضی گفته اند عوامل شخصی یعنی قهرمان است ، بعضی گفته اند عوامل اقتصادی ، و