فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
در اینجا با استفاده از اصلی که در گذشته گفتیم باید توضیح داد که علم در بعضی از موارد میتواند پیش بینی کند هر اندازه موضوعات علمی ساده تر باشد پیش بینیاش هم ساده تر است گفتیم که در طبیعت ، ساده ترین علوم علم حرکات است که مربوط به جمادات میباشد چون موضوعش چندان پیچیده نیست منجمان پیش بینی میکنند و پیش بینی خیلی قطعی هم هست که اینجا ذکر نکرده خسوف ، کسوف یا حوادثی مثل عبور ستاره دنباله دار را پیش بینی میکنند چرا ؟ چون ضوابط این علوم ساده است ، میتوان روی کاغذ حساب کرد و پیش بینی نمود اما چرا راجع به زیست شناسی نمیتوان پیش بینی کرد ؟ همانها که تکامل را در گذشته تا حال صددرصد قبول کرده اند که حیوانات ، این مراحل را تا اینجا طی کرده اند ، از این به بعدش را نمیتوانند پیشبینی کنند ، چون موضوع پیچیده است ، کار زیست شناسی است ، یعنی با جاندار سر و کار دارند ، و قهرا در علوم انسانی هم پیش بینی مشکل است پس اینکه شما مسلم گرفته اید که علوم غیر انسانی قابل پیش بینی است و پیشبینیها قاطع است ولی تاریخ چنین نیست ، نه ، در آن موارد هم پیشبینیها آنقدر قاطع نیست اینها اقامه دلیل ما بر علم بودن تاریخ نیست بلکه رد اشکال آنهاست که به این دلایل تاریخ را علم نمیدانند . میگوید : در درسهای تاریخ ، ما فرض را بر این گذاشته ایم که از گذشته برای حال درس بیاموزیم اتفاقا این تأثیر ، متقابل است ، از گذشته برای حال درس میآموزیم و از حال برای گذشته این حرف درستی است و علت آن این است که انسان طبیعت مشابهی دارد افرادی که جامعه شناس اند و جامعه زمان خود را خوب میشناسند بهتر میتوانند جوامع گذشته را تفسیر کنند من یک درس شخصی را برای شما میگویم . در سال ٢٥ که مرحوم آقا سید ابوالحسن فوت کرد و آقای بروجردی مرجع شد من در فاصله چند روز گفتم تمام مشکلات من درباب خلافت حل شد ، یعنی گذشته را در پرتو حال شناختم آقای آقا سید ابوالحسن بود و