فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
بحث دیگری هم طرح کرده که چرا پیش بینیهای تاریخ جور در نمیآید ؟ و در واقع یکی از علل را ذکر کرده این با همان اصلی که ما گفتیم تطبیق میکند میگوید این امر بدان جهت است که موضوع پیش بینی ، " انسان " است میبینید خود پیش بینی گاهی علت عدم وقوع حادثه است و گاهی علت تسریع در وقوع آن اما این که پیش بینی علت عدم وقوع است یعنی اگر پیش بینی اظهار نشود حادثه واقع میشود مثال : شخصی پای یک دیوار مشرف به خرابی نشسته است شما پیش بینی میکنید که این آدم یک ساعت دیگر میرود زیر آوار اگر این پیش بینی را نکرده بودید او میرفت زیر آوار وقتی پیش بینی به گوش او میرسد بلند میشود وقتی بلند شد پیش بینی واقع نمیشود ، یعنی پیش بینی مانع وقوع خودش میشود گاهی بر عکس ، اظهار پیش بینی وقوع آن را تسریع میکند مثال : یک نفر برای انتخابات مجلس کاندید میشود مردم دو دسته میشوند : دسته موافق و دسته مخالف او در مجمع آنهایی که به او رأی نمیدهند میگوید من به هر حال وکیل میشوم به این دلایل در نتیجه مردم میگویند به هر حال وکیل میشود پس به او رأی بدهیم حال بسا که اگر این سخن را نگفته بود رأی نمیآورد ولی وقتی پیش بینی میکند و آنها را به اینکه او رأی میآورد معتقد میکند همین خودش سبب میشود که رأی بیاورد . این همان مطلبی است که گفتیم مقتضی یک چیز است ، شرط چیز دیگر و مانع چیز دیگر ، یعنی گاهی خود پیش بینی به شکل یک مانع ظهور میکند و گاهی یک پیش بینی به شکل یک شرط ظاهر میشود نفس پیش بینی به صورت یک عامل است درباب مانع ایجاد کردن ، این حقه بازهایی که میگویند جادو میکنند وقتی میخواهند طرف را بفریبند ، مثلا میگویند من به تو یک دعایی میدهم ، این دعا را باید با این شرط و این شرط بخوانی و بعد در شب هفتم بروی در یک قبرستان ، در فلان جا یک