فلسفه تاریخ 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨
بر مبنای اینکه هر چیزی علتی دارد ، هر نظریه ای هم علتی دارد . ما علت نزدیک و علت مباشر را داریم بحث میکنیم ، منتها این علتها را که در کنار یکدیگر ذکر میکنیم اگر یکی علت دیگری باشد دیگر دومی عامل مستقلی نیست ، یعنی هر دو برمیگردد به یک نظریه مثلا نظریه نژاد و نظریه منطقه تقریبا هر دو برمیگردد به یک نظریه و دیگر نمیتوانیم اینها را دو نظریه جدا حساب کنیم ، چون کسانی هم که میگویند " منطقه " مقصودشان این نیست که اگر گروهی را از یک جا به جای دیگر ببرند مثل کاری که امثال نادر میکردند ، یکدفعه یک کوچ دسته جمعی میدادند مثلا یکدفعه مردمی را از عربستان به این منطقه بیاورند ، در ظرف یک یا دو سال فورا خلق و خویشان عوض میشود اینجور نیست ، بسا هست چندین نسل باید بگذرد تا [ خلق و خویشان ] عوض شود ( به شرط اینکه ازدواج نکنند بله ، اگر ازدواج کنند زودتر تغییر میکنند ) یعنی آب و هوا تأثیر تدریجی روی اقوام میبخشد و چنین نیست که یک تأثیر دفعی داشته باشد . راجع به این مسأله ای که فرمودید امکان دارد که تصادفا در یک ژن تغییراتی ایجاد شود ، باید ببینیم که از نظر علم ژنتیک میتواند چنین چیزی باشد یا نمیتواند ؟ البته تصادف که ما میگوییم به همان معنایی است که قبلا عرض کردیم ، یعنی یک علت غیر کلی ، یک علت شخصی و فردی . یعنی باید ببینیم آیا میشود که در شخصی که در ژنهای قبلی او شرایط یک جور بوده ، یکدفعه در ژن بعد از او تغییرات خاصی صورت بگیرد ؟ بله ، این را که میگویند هست و تجربه هم نشان داده که هست .